اساسنامه نهضت نجات ملی ايران

همراه با آئين نامه داخلی

نهضت نجات ملی ايران

 

پيش گفتار

بنام پروردگار آفرينش

ميهن و سرزمين جايگاهی است که مجموعه ای از انسانها در آن گرد هم آمده و بنا به گذشت زمان و تعلق خاطری که به آن آب و خاک پيدا مي کنند نسبت به حفظ و حراست از سرزمين خود، آينده و ساخت و آبادانی آن حس مشترکی دارند. هر کس برای ايفای نقش و مسئوليت در تعیين سرنوشت خود و چگونگی زيست و اعمال حاکميت بر سرزمين مشترک با همگان سهيم و برخوردار از تساوی حقوق است – در جهان امروز با توجه به پيشرفتهای تمدن بشری در زيست بهتر و همینطور رعايت حقوق متقابل و همگانی بهترين شيوه در ايفای نقش نسبت به سرزمين و همنوعان خود در ميهن که همان مردم و يا ملت در سرزمين مشترک می باشد، رعايت حقوق ديگران و دفاع از حقوق فردی و جمعی ، تنظيم زيست بهتر حول يک برنامه مشترک ،اعمال اراده قويتر و برخورداری از سهم همگانی در نسبيت با جمع ،  همگی در گرو ايجاد تشکل و گروه ،سازمان و يا حزب است. احزاب به واسطه مجموعه ای از افراد پيرامون خواسته های مشترک ، اهداف و آرزوهای مشترک ،  برنامه ای مشترک ، سليقه ها و علاقه های مشترک با اعمال اراده ای مشترک در تحقق خواستهايشان به وجود می آيد – زندگانی نوين بشری در عصر حاضر با منافع و تهديدات جمعی که مشمول کل بشريت و زيست کره خاکی می باشد،  مواجه است این تهدیدات بسيار فراتر از سرزمين و يک ملت بوده و مربوط به جميع ملل و سرزمينهاست درست مانند  لزوم حفاظت از محيط زيست و يا جنگهای منطقه ای ، حيات امروز بشری در جامعه جهانی زنجيره ای  نیز متصل به هم می باشد که هر يک از حلقه های آن می تواند يک ملت و سرزمين خاص باشد که بايد در کنار هم زيستی مشترک را شکل داده و از آن مراقبت کنيم –احزابی که  تا بحال در تاریخ سیاسی ایران  پدید آمده به گونه ای عقیم مانده و یا بر آمده از مردم  نبوده  و یا احزابی حکومتی محسوب می شدند ، احزاب کنونی  نیز در کليت پاسخگوی نيازهای کشور ما  -ايران- طی ساليان گذشته نبوده اند و توفيق لازم را نيز کسب نکرده اند. عموم اين تشکلها به فراخور شرايط زمانی و بسترهای موجود شکل گرفته و پس از چندی فراز و نشيب از شور و التهاب آنان کاسته و بعضا نيز به پايان راه خود می رسند – عقیده ما نسبت به عدم رشد و پويايی تشکلها ، احزاب سياسی و  عدم کارآيی آنها به دوران طولانی استبداد زدگی کشور باز می گردد.  متاسفانه بزرگترين آفت روشنفکری ايران معاصر عدم شناخت خود ، سرزمين ، مردم ، گذشته خود ، ارزشها ، رسوم و سنن حاکم بر جامعه ایرانی بوده است. عملا تحصيل کردگان از غرب بازگشته، قادر به درک اين واقعيت نبوده اند که  می بايست يافته ها از جهان پيشرفته را با اقليم خود همسو ساخته و با بومی سازی تجربيات تازه بشری در اجتماع ايران افق موفقيت خودشان را گواه شوند. عمده عيب گذشتگان عدم تشخيص حقايق روز و مسايل جهانی و چگونگی انطباق آن با واقعيات حاکم بر کشور بوده است.  عدم اتخاذ تصميمات درست از سويی وعدم بر پايی تجربيات جديد بشری بر روی زير ساختهای بنيادين اجتماع ايران موجبات فراق بين جامعه آگاه و جامعه عوام را فراهم آورد. – متاسفانه  بنیاد تشکيلاتی احزاب و جمعيتهایی که تحصيل کردگان قرن بيستم جامعه ايران  در آن حضور داشتند حال به خاطر رسیدن هر چه سريعتر به اهداف و يا کسب هر چه زودتر قدرت از  شکيبايی لازم برخوردار نبوده است تا برنامه های تشکيلاتی و حزبی را در بستری به گستره ايران زمين آن هم در اجتماعات کوچک و جوامع سنتی پايه گذاری و سرمايه گذاری نمايد. در غیر این صورت علاوه بر پايداری و عدم خلل پذيری نهاد حزب از اساس به دليل استقرار آن بر قاعده می توانست يکی از عوامل بسيار مهم در رشد و ترقی جامعه ايران در تمامی زمينه ها را فراهم آورد – با بررسی اجمالی نسبت به احزاب و گروههايی که طی صد سال گذشته در ايران شکل گرفته اند معايبی به چشم می خورد چون گردهمآيی جمعی از تحصيل کردگان و فارغ بودن جمع آنان از اقشار مختلف اجتماع ، عدم نهادينه سازی مفهوم سياست در جامعه برای رسيدن به زندگی بهتر ، پياده کردن الگوهای بيگانه به طور کليشه ای در ايران ، عدم جامعه شناسی ايران و بومی سازی علوم اجتماعی در کشور عدم توجه به فرهنگ ملی و ارزشهای اخلاقی حاکم بر اجتماع ، عدم توجه به مسايل محلی و رسوم و عادات سنتی ، عدم توجه به مصالح عمومی و گرايش به تامين مصالح بيگانگان ، الگوبرداری از بيگانگان ، مهمتر از همه اينکه عموما اين قدرتها بودند كه حزب و تشكل سازى می کردند و نه تشكلها و احزاب. مشكل اساسى احزاب در ايران این بود كه  حكومت براى تظاهر به مشروعيت مجبور به حزب سازى می گشت و عمدتا به اين دليل احزاب در ايران ناكام بودند چرا كه اعمال اراده از بالا به پايين بود و نه از پايين به بالا.  تشكلها و احزاب با پول و قدرت و يا وابستگى يك شبه شكل می گرفتند بى آنكه پشتوانه اى مردمى داشته واز پايگاهى اجتماعى بر خوردار باشند. احزاب ایرانی مدتى ميدان دارى می کردند و بعد از چند صباحى يا خود از دور خارج گشته و يا بانى آن توقعات نياز خود را برآورده ديده و به حيات آن پايان می داد. به هر ترتيب چنين تشكلها و احزابى علاوه بر اين كه مفيد حال و روز ايران نبودند _ بلكه معضلى نيز به حساب می آمدند بنابراین در پايانه قرن بيستم و با توجه به حال و روز كشورمان ايران , نياز به يك حركت وسيع و فراگير كه بتواند برآورنده تمامى نيازها و خواسته هاى مردم ايران باشد ضرورتى است كه احساس مى شود.  با اين اعتقاد كه زندگى اجتماعى در عرصه جهان امروز الزامات و شرايط ويژه خود را دارد و مى بايست گروه انسانها براى تحقق اهداف مشتركشان پيرامون هم گرد آيند و در راه حصول آرمانهاى خود متحد شده و نسبت به همان اهداف و آرمانها به بررسى راهها و شيوههاى عمل پرداخته و در مقابله با تضيع حقوق فردى و جمعى دست به مبارزه زنند. در این خصوص بهترين رفتار جمعى مى تواند ايجاد تشكل و حزب باشد. از آنجايى كه در ايران ،سرزمين جاويد ما طى قرون گذشته  استبداد و خودكامگى فردى بيداد مى كرده است و تحولات دوران معاصر (پايان قرن بيستم و صنعتى شدن جوامع)  آنچنان در ایران محقق نگشته و و ایران به جهت ويژگيهاى منحصر  به فردخود در بافت سنتى شرقی خود باقی مانده و نتوانسته بهره لازم را از تحولات و پيشتازى علوم و تجربيات تازه بشرى كسب كند.  حاكميت از جمله حقوق مردمى است كه در دوران گذشته از ملت دريغ شده و مفهوم سياست و نقش مردم در احقاق حقوق خودشان مهجور مانده است.  بسيارى از فرزندان شايسته ايران زمين در عشق به ميهن و تعالى كشور عزم حركتهايى نمودند در احقاق حقوق ملت با مفاهيمى تازه و ايجاد بسترى براى نقش آفرينى مردم كه مى توان به حق از رشادتهاى شايسته آنان در دوران مشروطه تجليل به عمل آورد، حرکت های ارزنده ای انجام داده اند. متاسفانه عدم بستر سازى و كاركرد بنيادين در سطح كل جامعه ايران از سوى پيشتازان مبارزه موجبات بازگشت خودكامگى و استبداد دوباره را به كشور فراهم آورد . عموم حركتهاى آزادى خواهانه به دلايل مختلف چون عدم شناخت كافى و مطالعات لازم از كشور , الگو برداريهاى نامناسب , وابستگيها به بيگانگان و ارتقا نبخشيدن آگاهى عمومى با شكست مواجه شدند. انقلاب ضد سلطنتى سال 1357 نيز به جهت عدم گستردگى بينش و آگاهى همگانى در سطح تمام اقشار و آحاد ملت در جايگزينى حاكميت مردمى به انحراف رفت و نهضت آزاديخواهانه مردم مورد سو استفاده قرار گرفت . عمده آن حوادث به احساسات مذهبى , ديدگاههاى سنتى , ارزشهاى فرهنگى ملى باز مى گشت و آنچه بعد از انقلاب ضد سلطنتى قرين ايران شد. سياستهاى ضد ملى و ضد مردمى موجب به هدر رفتن نيروهاى كشور شده و مصالح و منافع ايران قربانى مطامع بيگانگان گشت. اتخاذ روش حكومت دارى از سوى يغما گران انقلاب مردم حال دانسته و يا ندانسته در مسير بيگانگان گام برداشت و اين ايده را تقويت بخشید كه شايد دستها و عوامل بيگانگان در انحراف مسير و خواست مردم بعد از انقلاب نقش داشته باشند . ايران امروز داغ كشته شدن صدها هزار جوان , صدها هزار معلول , ميليونها انسان فقير , ميليونها آواره از ميهن را در كنار ويرانيها , عقب ماندگى , بى اعتبارى , بى حيثيت شدن كشور نزد افكار عمومى جهان , لگد كوب شدن فرهنگ ملى و درد و رنج و زجرى كه هر روز در مسايل اجتماعى بر مردم كوچه و بازار وارد مى شود به سينه دارد. ما فرزندان ايران زمين در مقابل مسووليت انسانى مان و تكليف ملى و ميهنيمان در كنار مردمى كه هر روز آگاهى شان نسبت به روز قبل بيشتر شده و پيگير يك تحول بنيادين در زيست سياسى و اجتماعى خويش هستند مسئول هستیم . حال با مشاهده دردهاى مردم و علم به اوضاع كشور و شرايط جهان در مقابله با اين روند و مخالفت با بيدادگرى سوال مطرح اين است كه چه بايد كرد؟ در پاسخگويى به چه بايد كرد و براى درمان دردهاى جامعه ما جمعى از جوانان ايران زمين بعنوان بنيانگذاران نهضت نجات ملى ايران اساس حركتى را بنيان نهاديم تا كه با تمسك به اعتقادات مشترك در راستاى تعالى كشور فرداى روشنى را براى ايران رقم زنيم .                                                     

با وجود جنبشهاى حق طلبانه و گروهها و احزاب گوناگون در دوران معاصر به ويژه در حيات صد سال گذشته ايران و تلاش و كوشش و مقاومت بسيار مبارزان در راستاى استقرار حاكميت ملى و مردمى هنوز مردم براى تحقق حاکمیت خود در تلاشند.  از این رو ما جوانان با توجه به عدم پاسخگويى جريانهاى موجود سياسى به خواسته هاى روز ملت و نيازهاى جارى كشور در هماهنگى با شرايط منطقه اى و جهانى و با توجه به اينكه شكل گيرى برخى از اين جريانها به دوران قبل از انقلاب باز می گردد و ساختار فكرى و راه روش گزيده آنها بر حسب مقطع زمانى خاص خود و براى مبارزه با نظام سياسى وقت خودشان راه حل  بوده و بعد از تحولات كشور و پيروزى انقلاب ضد سلطنتى موفق به انعطاف پذيرى با خواستها و فضاى جامعه نشده و عمدتا در حركتهاى سياسى از ملت ايران كه برخوردار از رشد و شعور سياسى گشته عقب ماندند كه بعضا نيز از گردونه تاثير گذارى بر روند سياسى كشور خارج و به بيرون از چارچوبه ارضى رفتند و در داخل كشور نيز گروههايى شكل گرفتند كه زير چتر حاكميت بوده و ضمن استرزاق از قدرت براى تحكيم پايه هاى مشروعيت سياسى بوجود آمده اند كه به وضوح غير مردمى بودن از نحوه شكل گيرى آنها كه از بالا به پايين است مشهود مىباشد.                                                           

مقدمه

 

ما فرزندان ايران براى استقرار حاكميت ملى و مردمى با شعار [ خدمت براى خدا به مردم به ميهن ] نهضت نجات ملى ايران را بنيان نهاديم، باشد كه با اين حركت مقدس پيرامون اهداف ملى و ميهنى در جهت ايرانى آباد و آزاد عموم مردم را با اهدافى مشترك در آرمان فردايى روشن براى كشور گرد آوريم و در راه آزادى ايران و لايق ساختن ايران براى ايرانيت تلاش ورزيم , مدافع اصول مشتركمان باشيم , در جهت رعايت حقوق بشر مبارزه كنيم , عدالت و تساوى حقوق را پاس بداريم , در برابر تبعيض از هر نوع آن دينى , مذهبى , نژادى مقاومت كنيم.  ملتزم به حاكميت قانون و عمل در چارچوب آن بوده و شيوه مبارزاتيمان را مسالمت آميز در جهت اصلاحات بنيادين پايه ريزى كرده و خواستار صلحى پايدار در جهان , رعايت منافع متقابل براى كشورها و روابط دوستانه با تمام ملل هستيم . حفظ محيط زيست , رعايت حقوق بشر و آزاديهاى ذاتى انسان را جهانى مىدانيم و خواستار احترام به فرهنگ هاى محلى بوده و اين احترام را مانعى براى منافع بشرى چون جهانى شدن فرهنگ , اقتصاد و رفتارهاى جمعى سياسى نمى دانيم .

 

تعريف [ نهضت نجات ملى ايران ]

 

[ نهضت ] به مفهوم همه گير بودن جنبش اصلاح طلبانه در سطح كشور به گستره تمام ايران و مردم ايران بوده و [ نجات ] به مفهوم رهاندن ميهن از تمامى مصائب و زيانهاى موجود و مقابله با مصائب و زيانها و تهديدات احتمالى در آتيه است و [ ملى ] به مفهوم اتكا ٍ اين جنبش به هويت مردمى , ارزشها , ميراث كهن اين سرزمين , هويت فرهنگى و همگانى بودن جنبش و تعلق داشتن به ملت است و [ ايران ] نشان از ماهيت و وابستگى حركت و انتصاب آن به اين كشور است .

 

 ( اساسنامه نهضت نجات ملى ايران مشتمل بر سى و دو اصل به ترتيب حروف الفباى فارسى مىباشد )

 

1) اعتقاد به اصل آگاهى

باور نهضت بر اين است كه بايست تا مىتوان به روشنگرى مردم پرداخت و آگاهى را در كل جامعه و بين تمامى آحاد ملت و اقشار مردم جارى ساخت كه مردم نسبت به امور خويش با روشن بينى تمام اتخاذ تصميم كنند و سرنوشت خويش را با علم و آگاهى رقم زنند كه نبود آگاهى در جامعه موجبات رنج عمومى , گمراهى , عقب ماندگى كشور و ملت خواهد بود.

2) اعتقاد به اصل حاكميت ملى و مردمى و مبارزه با حاكميت مطلقه با شيوه هاى مسالمت آميز

 باور نهضت بر اين است كه تنها راه نجات و سعادت ايران زمين در تحقق و استقرار حاكميت ملى و مردمى در اين كشور است به مفهوم اينكه اساس حاكميت سياسى كشور بر منافع ملى تنظيم و با اراده عموم مردم شكل گيرد.  نحوه كاركرد چنين نظامى بر حسب توافق مردم ممكن خواهد بود كه چه نوع نظام مردم سالار را اختيار كنند.  نهضت حمايت و تلاش خود را براى جمهوريت و پارلمانتاريسم  به صورت انتخابات مستقيم از سوى ملت بعمل مىآورد.  نهضت با حاكميت مطلقه كه نظامى استبدادى است و پاسخگوى مردم نيست و به گونه اى برترى جويانه و يا صنفى اداره گشته و از نظارت مردمى برخوردار نمىباشد , مخالف بوده و عليه چنين حاكميت و نظامى در هر شرايط مبارزه خواهد كرد با توسل به راههاى مبارزاتى مسالمت آميز و در باور نهضت اصالت با مردم است .

3) اعتقاد به اصل حفظ چارچوبه ارضى كشور و اقتدار ملى

باور نهضت بر اين است كه در هر شرايطى بايد چارچوبه ارضى كشور و نقشه جغرافيايى موجود حراست گردد و به هيچ وجه نمىتوان نسبت به وجبى از خاك اين سرزمين چشم پوشيد و نمىتوان خدشه اى را بر اقتدار ملى متصور گشت و بايست كه با تمام وجود حافظ اقتدار كشور بود و به دفاع از آن پرداخت .  

4) اعتقاد به اصل ملت يك پارچه ايران

باور نهضت بر اين است كه ايران متشكل از اقوام و نژادهاى مختلف با لهجه هاى محلى و يا زبانهاى مختلف از منشا ملت واحده بوده كه در اين سرزمين فرود آمده اند و سير حوادث تاريخ و تاثير گذاريهاى خارجى و عوامل بيرونى نمىتواند موجبات انشقاق در ملت ايران را فراهم سازد. 

5) اعتقاد به اصل اصالت منافع و مصالح ملى و ميهنى

باور نهضت بر اصالت سود جمعى به ويژه در قالب كشور و ملت ايران است و سياستهاى متخذه و اعمالى نمىتواند فارغ از اين مفهوم بوده و فرضا بر مبناى سليقه و يا شعارهاى پوچ و ايدئولوژيهاى كور قرار گيرد و پايه اى غير حقيقى و غير واقع بينانه داشته باشند.

6) اعتقاد به اصل احترام و حفظ فرهنگ ملى

باور نهضت با احترام به فرهنگ ملل مختلف جهان و رعايت و احترام به فرهنگ جهانى كه با رفتارهاى جمعى بشر عصر حاضر بعنوان مبناى توافقات عمومى بصورت انباشتى از تجربه شكل مىگيرد اصالت بر فرهنگ ملى و پاس داشت و ترويج آن است با اين مبنا كه يكى از بوجود آورندگان اولين تمدن بشرى مىباشد.

7) اعتقاد به اصل حفظ و رعايت ارزشها , سنن , ميراث ملى و اخلاقيات معنوى جامعه

باور نهضت در اين اصل به مفهوم احترام به رفتارهاى سنتى كه از دير باز در ميان بخشهايى از مردم ايران كه برخوردار از مذاهب مختلف و يا شيوه زندگى ويژه مناطق خود هستند مىباشد و يا ارزشهايى كه در كل جامعه جارى است و از دير باز به آنها رفتار مىشده و اينك بعنوان ميراث ملى ما تلقى مىشود و پاس داشت اخلاقيات معنوى در جهت سلامتى مادى و روحى و روانى اجتماعى و البته اين به آن معنا نيست كه برخى از رفتارها در قالبهاى تعصبى بر كل جامعه تعميم يافته و در اجتماع تسرى يابد.   

8) اعتقاد به اصل حصول آزادى و پاسدارى از آن

باور نهضت در اصل آزادى به اين مفهوم است كه آزادى را كسى نياورده و يا نداده تا كه آنرا باز ستاند و يا محدود سازد. آزادى از جمله حقوق ذاتى انسان است كه با آفرينش و تولد آدمى محقق مىگردد و به هيچ بهانه اى نمىتوان آنرا در حيات انسانى دريغ داشت و البته مفهوم آزادى نيز بدان معنا نمىباشد كه مخل حقوق و آزاديهاى ديگران شود. حدود و رعايت برخوردارى از آزادى را در اجتماعات و جوامع متمد ن به جهت رعايت احوال متقابل از سوى انسانها ,  به واسطه جمع خود آنها در توافق جمعى كه همگان از آن منتفع شوند مشخص مىگردد.  

9) اعتقاد به اصل حفظ و احترام به كرامت مقام انسانى

باور نهضت بر اين مفهوم است كه آفرينش انسان در بهترين شكل ممكن از سوى پروردگار بعمل آمده و انسان اشرف آفرينش است و نمىتوان آدمى را پست و تحقير نمود و بايد در هر حال و شرايط مقام بشرى را والا شمرد و مورد احترام قرار داد.

10) اعتقاد به اصل رعايت و دفاع از حقوق بشر و آزاديهاى ذاتى انسان

باور نهضت بر اين است كه بايست از حقوق اوليه انسانها در هر نقطه از جهان كه باشد دفاع نمود و اين تناقضى با حاكميت و سيادت حكومتها بر كشورهايشان ندارد و به مفهوم دخالت در امور داخلى آن كشورها محسوب نمىشود. هيچ رفتارى و يا ايده اى را عليرغم ميل باطنى و ظاهرى هيچ كسى و يا جمعى و يا ملتى نمىتوان بر آنها تحميل نمود. حقوق بشر و آزاديهاى ذاتى انسان در هر كجاى جهان كه باشد بايد رعايت گردد. از جمله ى حقوق و آزاديهاى بشرى , زيست شرافتمندانه , انتخاب و اختيار نوع و روش زيستى , آزادى انديشيدن و آزادى بيان و اعمال حاكميت سياسى است .   

11) اعتقاد به اصل تساوى و برابر حقوق زن و مرد

باور نهضت بر اين است كه در طول تاريخ به ويژه سدههاى اخير در جوامع سنتى به حق زنان اجحاف شده و رفتارهاى بعمل آمده دور از شان و منزلت انسانى بوده است و از آنجايى كه مفهوم انسانى مكملى از زوج زن و مرد مىباشد لذا فارغ از گذشته و باورهاى كور مىبايست زن و مرد از حقوق مساوى در زيست بر خوردار باشند. نمىتوان با هيچ توجيهى زنان را از حقوق ذاتيشان كه همانا حقوق انسانی است منع نمود.

12) اعتقاد به اصل برابرى حقوق اديان و مذاهب

باور نهضت بر اين است كه در رفتار با اديان و مذاهب و باورهاى اعتقادى كه بخشهايى از مردم بر خوردارند حكومت نمىتواند توجه ويژه اى به باورهاى خاص روا داشته و كثرت جمعى در باورشان موجب برترى آن گروه در برابر ديگر گروهها دينى و مذهبى نخواهد بود. همگان در برابر اجتماع ,  قانون و امتيازات از حقوق مساوى برخوردارند.

13) اعتقاد به اصل شفافيت

باور نهضت در اصل شفافيت اتخاذ مواضع روشن و صريح در مقابل رخدادها بوده كه منافع و مصالح كشور و ملت ما از آن متاثر است و لحاظ آن منافع مقدم بر هر مصلحت ديگرى مىباشد و نهضت در بيان حقايق و واقعيتها با ملت بر خورد بى پرده نموده و مردم را محرم حركت و جنبش مبارزاتى خود مىداند.

14) اعتقاد به اصل حاكميت قانون و قانونگرايى و اصلاح قانون اساسى بواسطه تاسيس مجلس موًسسان منتخب مردم و پذيرش قانون اساسى اصلاح شده توسط اكثريت مردم در همه پرسى

باور نهضت به رفتار در سايه قانون و كاركرد قانونگرايانه است چرا كه قانون موجبات نظم و انضباط اجتماعى و عمومى را براى زيست تمدنى فراهم مىآورد , ولى مستمسك قانونى نمىتواند با سو استفاده از آن موجبات تضيع حقوق جمعى در جهت منافع اقليت را فراهم سازد . از آنجايى كه قانون اساسى  رژيم اسلامى در برگيرنده كليت مردم نيست و روشهاى بعمل آمده در تنظيم آن همراه با ترفند بوده لذا از مشروعيت لازم برخوردار نمىباشد با اين حال همين قانون اساسى ناقص به اجرا در نمىآيد , نهضت تلاش و مبارزه خود را در راستاى اصلاح قانون اساسى بر اساس تامين منافع ملى و مردمى به واسطه شكل گيرى مجلس موسسان كه از تمام اقشار ملت در آن نمايندگى دارند بعمل خواهد آورد تا با رفراندوم و مورد پذيرش واقع شدن اصلاحات بعمل آمده به مورد اجرا در آيد .

15) اعتقاد به اصل استقلال ملى و پرچم سه رنگ سبز , سفيد , قرمز و نشان شير و خورشيد

باور نهضت به استقلال ملى كشور در هر شرايطى بوده و هيچ مسئله اى نمىتواند عامل تضعيف و يا خدشه بر استقلال كشور باشد. پرچم ملى كشور نيز براى نهضت و ملت ايران مقدس بوده و با هيچ توجيهى نمىتوان آنرا تغيير داد و يا نشان ملى كشور ,  شير و خورشيد  را از پرچم حذف و يا عوض نمود.   

16) اعتقاد به اصل احترام و حمايت از جريانات , گروهها, تشكلها و احزاب مردمى و برقرارى مناسبات با احزابى كه فعاليتهايشان مربوط به كشورمان بوده و يا مربوط به ساير كشورهاست و يا در حوزههاى بين المللى مشغول فعاليت مىباشند

نهضت بر اين باور است وجود احزاب مردمى علاوه بر اينكه موجبات رشد و پيشرفت تمامى زمينه هاى را در يك كشور فراهم مىسازد از نقش موثرى نيز در بر قرارى صلح منطقه اى و جهانى برخوردار بوده و ايجاد روابط  و مناسبات با احزاب در سطح جهانى مىتواند موجبات تحكيم و پيوند عميق دوستى بين ملل گوناگون را فراهم آورد و درك متقابل را در حصول منافع ايجاد كند و محورى براى فعاليت پيرامون منافع مشترك و جمعى باشد.

17) اعتقاد به اصل عدالت و مبارزه با فساد

باور نهضت بر اين است كه منشا تمامى نابسامانيها و آشفتگيها بى عدالتى بوده و مىبايست در جهت برقرارى عدالت و از بين بردن تبعيض مبارزه كرد. از جمله راههاى مبارزه با بىعدالتى تنظيم قوانين مبتنى بر رعايت حقوق بشر و ايجاد ساز و كار نظارت عموم ملت بعنوان هيئت منصفه و وجدان جمعى در جهت كنترل محاكم قضايى مىباشد تا كه مانع از تضيع حقوق افراد گردد.

18) اعتقاد به اصل حمايت از همگانى شدن تامين اجتماعى و برخوردارى جامعه از عدالت اجتماعى و مبارزه با فقر

باور نهضت بر اين است كه بايد عموم مردم از حداقل خدمات زيستى در جهت مقابله با فقر و فساد برخوردار باشند كه از جمله اين خدمات , آموزش رايگان براى همه , بهداشت براى همه , بيمه براى همه است.

19) اعتقاد به اصل مخالفت با اعمال تروريستى حتى اگر با توجيهات حق طلبانه باشد

باور نهضت بر اين است كه رفتار خشونت آميز خود خشونت مىآفريند لذا براى مقابله با خشونت بايد به راههاى ديگر كه مىتواند مانع از ادامه خشونت و در نهايت به از بين بردن خشونت ختم شود متوسل شد. اعمال ارهابى و تروريسم صلب كردن زيست و آسايش سايرين و به مفهوم واضحتر تضيع حقوق ديگران است و نمىتوان در جهت اهدافى متعالى دست به اقداماتى زد كه بهاى آن خون بى گناهان باشد. در باور نهضت اعمال تروريستى با دفاع مشروع و يا نبرد براى رفع سلطه و اشغال بيگانگان متفاوت از همديگر هستند.

20) اعتقاد به اصل احترام و حمايت از مبارزات حق طلبانه و آزاديخواهانهً ملل در هر نقطه از جهان كه باشد

نهضت بر اين باور است در هر نقطه جهان از مبارزات حق طلبانه آزاديخواهان كه بر عليه ظلم و ستم مىباشد حمايت و پشتيبانى بعمل آورد تا كه مفهوم آزادى و رعايت حقوق بشر جهانشمول گردد. اين حمايت و پشتيبانى فقط در حد معنوى و به رسميت شناختن آن مبارزات است و مرزهاى جغرافيايى نمىتواند مانع اين حمايت باشد و يا مسائلى چون عدم دخالت در شئون داخلى كشورها مانع از چنين حمايتهايى نخواهد بود چرا كه آزادى انسانها و حقوق بشر جهانشمول است بطور مثال محكوميت آپارتايد از سوى جهانيان هيچوقت دخالت در امور داخلى كشور افريقاى جنوبى محسوب نمىگشت هر چند حكومت وقت چنين ادعايى مىنمود و رفتار جهانى نيز مغاير با منشور سازمان ملل و حقوق بين الملل نبود.

21) اعتقاد به اصل حفظ محيط زيست و حمايت از فضاى سبز

باور نهضت در ارتباط با حفظ محيط زيست يك باور جهانى بوده و همه بشريت نسبت به محيط زيست و حفظ آن برخوردار از منافع و يا زيان مشترك هستند. لذا علاوه بر اينكه در حوزه داخلى بايست نسبت به تهديدهاى زيست محيطى حساس و هوشيار بود و به مقابله با آنها پرداخت در ابعاد جهانى نيز مىبايست نسبت به تهديداتى كه مىتواند زيست بشرى را در كره خاكى با مخاطراتى مواجه سازد به مقابله برخواست . تهديدهايى چون آلودگيهاى هسته اى , مواد شيميايى , ميكروبى , تخريب جنگلها , آلودگى درياها , .... از سوى ديگر بايد براى فراهم ساختن زيستى سالم به گسترش فضاى سبز اقدام نمود و به حمايت از طبيعت برخواست.   

22) اعتقاد به اصل حفظ صلح جهانى و مخالفت با تهديدات آن

در باور نهضت صلح و آرامش از جمله مواهب الهى است كه بايد توسط بشريت مغتنم شمرده شده و از سوى ملل در جهت پاسدارى و حراست آن كوشش به عمل آيد صلح جهانى تضمينى براى زيست نسل آينده بشرى است. نمىتوان صلح را در پى اهدافى خود خواهانه كه  حال از سوى هر دولت و يا ملت و يا كشورى قربانى نمود و بايد هميشه مراقب تهديدهايى بود كه مىتواند صلح بين كشورها و يا صلح در يك منطقه و يا كل جهان را با مخاطره روبرو سازد و نسبت به از بين بردن آن تهديدات تلاش ورزيد.

23) اعتقاد به اصل تعين سرنوشت از سوى ملتها

نهضت بر اين باور است كه سرنوشت هر ملتى مىبايست مستقيما توسط خود آن ملت رقم زده شود و اين در ارتباط با زيست داخلى آن ملت در محدوده جغرافيايى سرزمين خويش است و تعين سرنوشت نمىتواند مغاير با حقوق بشر و آزاديهاى ذاتى انسان بوده و مخل به نظم جهانى شود و يا تعرضى به حقوق ساير ملل باشد و مصالح و منافع جمعى ملل دنيا را با مخاطره مواجه سازد.

 

 

24) اعتقاد به اصل آزادى اقتصاد

باور نهضت بر اين است كه اقتصاد و تجارت بايد آزاد باشد و نمىتوان آنرا محدود و يا مواردى از آنرا ممنوع ساخت مگر اينكه تجارتى عليه بشريت و يا منافع و مصالح كشور باشد. باور نهضت بر اين است كه از منافع اقتصاد و تجارت آزاد بهتر مىتوان در جهت منافع و مصالح ملى و ميهنى بهرمند شد و كشور را آباد ساخت و به مردم خدمات رسانى كرد. 

25) اعتقاد به اصل برقرارى روابط دوستانه با كل ملل جهان با احترام متقابل و رعايت منافع و مصالح مشترك

نهضت بر اين باور است كه بايد با تمام ملل دنيا و كشورهاى جهان روابطى دوستانه و پيوندهاى مستحكم برقرار ساخت كه تا متقابلا از منافع اين روابط بهرمند گشت و با اين اقدام به پايدارى صلح جهانى كمك شده و زيست سالمى براى نسل آينده تضمين مىگردد.

 

26) اعتقاد به اصل جمهوريت و مردمسالارى

در باور نهضت مبناى اصالت با مردم بوده و اين اجماع و راى مردم است كه راه و مسير حركت كشور به سوى آينده را روشن مىسازد . با هيچ اراده اى نمىتوان به مقابله با راى و اراده مردم برخواست و آنچه بايد محقق گردد همان خواست و اراده شكل يافته ملت و مردم خواهد بود .

 

27) اعتقاد به اصل برقرارى حكومتى سكولار و لائيك و اعتقاد به جدايى دين از سياست و عدم دخالت دين در شئون سياسى , اقتصادى , اجتماعى , فرهنگى جامعه و خلاصه كردن رفتارهاى دينى در احوال شخصى و خصوصيات فردى

در باور نهضت براى صيانت از ارزشهاى ملى كه دين نيز در جمله آن ارزشها قرار دارد و از آنجايى كه پيوند دين و سياست موجبات فساد قدرت را فراهم مىآورد و دين آلوده با فساد گشته و معنويت اجتماعى با بحران مواجه مىگردد . لذا بايد دين و باورهاى دينى و مذهبى را از سياست دور نگاه داشت تا كه جامعه سالم گردد و با معنويت دينى فارغ از قدرت سياسى به تقويت اخلاقيات در جامعه پرداخت و از سوى ديگر بايد توجه داشت كه قرين شدن دين با سياست در مغايرت با حقوق بشر بوده و به گونه اى حقوق ديگر انسانهايى كه بر آن باور مشترك نمى باشند را ضايع می سازد .

 

 

 

28) اعتقاد به اصل مردمى بودن نهضت نجات ملى ايران و تاٍمين منابع مالى نهضت از حق عضويت اعضاء و جمع آورى كمكهاى مالى از طرفداران و عموم مردم و سرمايه گذاريهاى اقتصادى كه از آن محل به عمل مىآيد

باور نهضت براى تامين منابع مالى خود با توجه به اينكه هر حركت و جنبش سياسى نياز مبرم و ضرورى به پول دارد تا اينكه صرف هزينه هاى جارى خود نسبت به فعاليتهاى مبارزاتى نمايد بر اين كه اين منابع از محل كمكهاى مستقيم مردمى جمع آورى گردد چرا كه نهضت يك جريان و حركت ملى برخواسته و جوشيده از بطن ملت است و اين مردم هستند كه در راه نجات كشور بايد به تامين نيازهاى نهضت همت گمارند بويژه اينكه نهضت بر حسب عدم وابستگى به قدرت برخوردار از رانتهاى مالى و اقتصادى كه در اختيار جريانها و احزاب و ابسته به قدرت قرار مىگيرد محروم است. 

29) اعتقاد به اصل عدم وابستگى نهضت

در باور نهضت وابستگى خارج از مولفه هاى ملى و مردمى مذموم بوده و موجبات سلطه و استيلاى بيگانگان را فراهم مىسازد لذا نهضت به جز وابستگى به ملت و ارزشهاى ملى به هيچ قدرتى وابسته نبوده بلكه خود در راستاى قدرت سازى و قدرت يابى تلاش مىنمايد.   

30) اعتقاد به اصل تلاش براى دست يابى به قدرت سياسى در جهت تحقق اهداف و آرمانهاى نهضت

در باور نهضت براى تحقق آرمانها و حصول به اهداف در جهت اصلاحات و خدمت به كشور و ملت مىبايست كه برخوردار از قدرت سياسى بود در راستاى اعمال اراده براى تحقق برنامه ها لذا نهضت براى دست يابى به قدرت سياسى از راههاى مشروع و قانونى تلاش مىورزد.

31) اعتقاد به اصل احترام و باور تواٍما با عمل به نشان و شعار نهضت مبنى بر [ خدمت براى خدا به مردم به ميهن ]

باور نهضت نسبت به شعار مبارزاتى خود , عمل به آن بوده به اين معنا كه مبارزان عرصه مبارزاتى ملت بى هيچ توقعى خود را نثار آرمان نهضت مىكنند در جهت خشنودى خداوند و نفسشان كه همانا انسان بلاتكليف و بلا مسووليت نيست و بايد كه بر اساس احساس تكليف و مسووليت انسانى خويش عمل نمايد. از اين روى مبارزان در نهضت خود را وقف خداوند بى هيچ ادعايى در مقابل عشق به مردم و ميهن مىنمايند تا كه گواه آزادى و شادى مردم و آبادانى ميهن خويش باشند. آرم و نشان نهضت تشكيل مىشود از تاج شاخه زيتون سنبل صلح جهانى و نقشه ايران زمين در متن تاج شاخه زيتون كه سنبل ملى گرايى حركت نهضت و شير و خورشيد در متن نقشه ايران نشان از ايمان به ارزشها و آرمانها و ميراث فرهنگى ملى ايران زمين دارد با شعار نهضت بر بالاى تاج شاخه زيتون " خدمت براى خدا به مردم به ميهن " كه نشان از راه و بينش نهضت و باور اعضاى نهضت در حركت مخلصانه دارد با تاريخ تاسيس نهضت كه زير تاج شاخه زيتون ثبت است 1375 و اسم «  نهضت نجات ملى ايران » بر زير تاريخ نقش مىبندد. 

32)اعتقاد به اصل رعايت آيين نامهٍ داخلى [ نهضت نجات ملى ايران ] كه شامل  [ ساختمان نهاد تشكيلاتى نهضت ] , [ نحوهٍ اتخاذ تصميمات شورايى نهضت ] , [ ترتيب انتخاب دبيركل و ديگر دبيران نهضت ] , [ نحوهٍ عضو گيرى نهضت ] , [ سوگند نامهٍ نهضت ] كه ذيل تبصرههاى اين بند از اساسنامه خواهد آمد .

    باور نهضت در تحكيم و استوارى و پايدارى مبارزه و مقاومت اعتقاد توام با عمل به آيين نامه داخلى نهضت براى اعضا بوده كه به بيان روابط و رفتارهاى اعضا  با يكديگر و برخورد با آحاد جامعه و مسايل سياسى مىپردازد. 

 نهاد تشكيلاتى نهضت

 

دبيرخانه مركزى نهضت نجات ملى ايران

( دبيركل _ دبير معاونت سياسى و حقوقى _ دبير معاونت اجتماعى _ دبير معاونت فرهنگى _ دبير معاونت اقتصادى _ دبير معاونت مطالعات ويژه _ معاونت آرشيو)

 

كانون استانى

( دبير كانون _ معاون سياسى حقوقى _ معاون فرهنگى و اجتماعى _ معاون اقتصادى )

 

كانون شهرى

( دبير كانون _ معاون سياسى _ معاون فرهنگى و اجتماعى )

 

كانون روستايى

( دبير سياسى _ دبير فرهنگى و اجتماعى )

 

1 _ دبيرخانه مركزى نهضت نجات ملى ايران كه نسبت به مسايل كشور و ملت اتخاذ تصميم و اعلام موضع مىنمايد و راهكارهاى عقلايى مبتنى بر منافع ملى و ميهنى را پيشگاه مردم عرضه مىدارد .

دبيرخانه مركزى متشكل است از دبيركل _ دبير معاونت سياسى حقوقى _ دبير معاونت اجتماعى _ دبير معاونت فرهنگى _ دبير معاونت اقتصادى _ دبير معاونت مطالعات ويژه _ معاونت آرشيو كه شرح عملكرد هر يك از معاونتها و حوزه مسئوليت دبيران در آيين نامه داخلى و شرح وظايف اعضا مذكور است .

 

 2 _ كانون استانى اعضا نهضت

نسبت به توزيع نظرات و مواضع نهضت كه از سوى دبيرخانه مركزى اعلام مىگردد در حوزه عمل استانى به نمايندگى از دبيرخانه مركزى به فعاليت پرداخته و متعاقبا نظرات و آرا اعضا را از سطح استان به دبيرخانه مركزى انتقال مىدهد. تركيب اعضاى كانون استانى نهضت شامل دبير كانون و سه معاون  سياسى حقوقى _ فرهنگى اجتماعى و اقتصادى مىباشد كه دبير كانون به واسطه دبيران كانونهاى شهرى آن استان انتخاب مىگردد و انتخاب معاونان كانون استان به واسطه معرفى دبير كانون به دبيران كانونهاى شهرى و اخذ راى اعتماد هر يك از معاونان از سوى دبيران كانونهاى شهرى آن استان مىباشد.

 

3 _ كانونهاى شهرى اعضاى نهضت

با جارى ساختن سياستها و توزيع نظرات و مواضع نهضت كه از سوى دبيرخانه مركزى اعلام و اعمال مىگردد براى مردم در سطح شهرها به فعاليت مىپردازند و وظيفه تنظيم و هماهنگى بين اعضا و طرفداران در سطح شهرها را بر عهده دارد و تركيب اعضاى كانون شهرى نهضت شامل دبير كانون و معاون سياسى و معاون فرهنگى اجتماعى است كه به واسطه راى اعضاى نهضت نجات ملى در آن شهر انتخاب مىگردند و از شرايط كانديداتورى براى احراز دبيرى كانون بر خوردارى از حداقل تحصيلات در سطح عالى و ترجيحا متخصص بودن آنهاست .

 

4 _ كانونهاى روستايى نهضت

نسبت به اشاعه اهداف و نظرات نهضت در روستاها و در زمينه هاى فرهنگى و ساختارهاى اجتماعى به تلاش و فعاليت مىپردازند و تركيب اعضاى كانون روستايى شامل دبير كانون ( دبير سياسى ) كه از سوى اعضاى نهضت در روستا انتخاب مىگردد و دبير فرهنگى اجتماعى كه از سوى كانون شهرى كه روستا تابع آن است به روستا معرفى مىشود كه وظيفه ايجاد تحول بنيادى و ساختارى در زيست روستايى را به لحاظ فرهنگى و اجتماعى بر عهده دارد .

 

نحوه اتخاذ تصميمات شورايى نهضت

 

تصميمات نهضت بر اساس پيشنهاد يك و يا جمعى از اعضا به دبيرخانه مركزى ارائه مىگردد كه پس از حصول پيشنهاد از سوى معاونت آرشيو براى بررسى و مطالعه در اختيار اعضاى دبيرخانه مركزى قرار مىگيرد تا ضمن بحث پيرامون موضوع پيشنهادى اتخاذ تصميم بعمل آيد.

  

 

انتخاب دبيركل و دبيران معاونتهاى دبيرخانه مركزى نهضت  

 

 

دبير كل و دبيران معاونتهاى مختلف دبيرخانه مركزى به واسطه راى اكثريت از سوى اعضا بواسطه دبيران كانونهاى شهرى انتخاب مىگردند كه مدت تصدى مسئوليت آنها در دبيرخانه چهار سال است كه با انتخاب و راى اكثريت اعضا دبيران مىتوانند براى مدت چهار سال ديگر در سمت خود ابقا گردند و شرايط نامزدى براى تصدى مسئوليت دبيركلى و ديگر دبيران نهضت در آيين نامه داخلى نهضت ذكر شده است .

 

 نحوه عضو گيرى نهضت

 

مرحله عضو گيرى نهضت از مردم در سراسر كشور براى كسانيكه علاقمند به فعاليت مستمر و گسترده در عرصه هاى سياسى هستند به ترتيب از سرمايه گذارى مطالعاتى بر روى طرفداران نهضت بعمل مىآيد كه با درخواست عضويت از سوى طرفداران آنها تحت عنوان كانديد عضويت به فعاليت مىپردازند كه با ايجاد زمينه هاى آموزشى لازم و پيگيرى اهداف نهضت پس از بررسى نحوه همكارى و گستردگى تلاش و عشق و علاقه كانديد عضويت نسبت به مردم و ايران , نهضت با عضويت وى از سوى دبيرخانه مركزى و يا يكى از معاونتهاى دبيرخانه كه اين مسئوليت به آن واگذار شده به عمل مىآيد.

 

 

متن سوگند نامه نهضت

 

 

به نام خدا

 

من                                                      در برابر ملت و پرچم ملى به كتاب آسمانيم سوگند ياد مىكنم كه نسبت به اهداف نهضت نجات ملى ايران كه اهداف من است وفادار بوده ضمن عمل به اساسنامه نهضت نجات ملى ايران هميشه به آرمان مردم و مصالح و منافع ملى كشورم ايران پايبند باشم و خداوند را بر سوگند خويش گواه مىگيرم .

 

  

آئين نامه داخلى نهضت و شرح وظايف اعضاى نهضت  

 

ماده 1 _ اجراى مفاد اساسنامه نهضت از سوى اعضا لازم الاجرا بوده و از سوى كانديدهاى عضويت بايد مورد احترام باشد.

 

ماده 2 _ تغيير اساسنامه نهضت منوط به پيشنهاد اكثريت اعضاى دبيرخانه مركزى بوده كه براى تصويب آن بايد در كنگره سراسرى نهضت راى گيرى بعمل آيد كه در صورت پذيرش تغيير اساسنامه مراحل اصلاحات و يا تغييرات لازم مورد پيشنهاد قرار گرفته و به راى كليه اعضا گذارده مىشود.

 

ماده 3 _ اجراى بندهاى آيين نامه داخلى نهضت براى اعضا لازم الاجرا و براى كانديدهاى عضويت در نهضت بايد مورد احترام باشد.

 

ماده 4 _ تنظيم و تدوين آيين نامه داخلى نهضت با دبيرخانه مركزى بوده كه براى تحكيم نهضت و اقتدار و قوام راههاى مبارزاتى از سوى اعضاى دبيرخانه پيشنهاد و بايد از سوى اكثريت اعضاى دبيرخانه مركزى مورد موافقت قرار گيرد و پيشنهادهاى تصويب شده بعنوان بندى به آيين نامه افزوده و يا بر حسب پيشنهادهاى مصوب بندى كاسته مىشود.

 

ماده 5 _ بنيانگذاران نهضت جزو اعضاى اصلى دبيرخانه نهضت نجات ملى ايران بوده كه مىتوانند با انتخاب از سوى اعضا بعنوان يكى از دبيران ايفاى مسووليت نمايند.

 

ماده 6 _ اعضاى نهضت نجات ملى ايران مىبايست خود را وقف فعاليت در عرصه مبارزاتى نهضت نمايند و از هيچ كوششى در راه تلاش و نيل به اهداف و پيروزى نهضت فرو گذار نباشند .

 

ماده 7 _ ارتباط اعضاى نهضت با هم به مثابه يك خانواده كه مىبايست در هر شرايطى يار و ياور همديگر و پشتيبان هم باشند و از هيچ فدا كارى در ارتباط با كمك به ديگرى فرو گذار نباشند .

 

ماده 8 _ نيازهاى نهضت بايست از سوى اعضا تا حد امكان تامين و در غير اين صورت و يا نيازهاى برتر از محل كمكهاى عمومى و مردمى كه مىبايست بواسطه اعضا جمع آورى شود فراهم آيد .

 

ماده 9 _ اعضاى نهضت بايد منافع و مصالح نهضت را كه همان مصالح و منافع مردم و ميهنمان ايران است بر منافع فردى خويش ارجحيت و مقدم شمارند.

 

ماده 10 _ رياست دبيرخانه مركزى با دبيركل بوده كه هم او به اعلام مواضع نهضت مىپردازد كه دبيركل مىتواند يكى از اعضا را بعنوان سخنگو در جهت اعلام مواضع نهضت انتخاب و معرفى نمايد .

ماده 11 _ شرايط نامزدى براى احراز پست دبيركلى و ديگر دبيران در دبيرخانه مركزى ,  برخوردارى از مليت ايرانى به معناى تولد از پدر و مادر ايرانى و متولد در ايران , برخوردار از تحصيلات عالى , برخوردار از سابقه مبارزاتى در نهضت , برخوردار از خصوصيات والاى اخلاقى , برخوردار از آگاهى و بينش كافى نسبت به مسايل ايران و جهان , برخوردارى از مطالعات سياسى به حد كافى و آشنايى به مسايل روز , برخوردارى از محبوبيت عمومى است .

 

ماده 12 _ عدم ارتكاب اعمال تروريستى با گروهها و جريانهاى سياسى در گذشته و عدم عضويت هم زمان در تشكل سياسى ديگر از جمله شرايط پذيرش كانديد عضويت بعنوان عضو نهضت مىباشد كه اين بند مشمول حال طرفداران و يا كانديدهاى عضويت نخواهد بود.

 

ماده 13 _ دبيركل بعنوان رييس دبيرخانه مركزى جلسات را اداره مىنمايد و تشكيل جلسات دبيرخانه بصورت هفتگى بطور مرتب در يكى از روزهاى هفته بر گذار مىگردد و جلسات فوق العاده بنا به پيشنهاد يكى از اعضا و دعوت دبيركل از ديگر دبيران در اسرع وقت تشكيل مىشود .

 

ماده 14 _ شرح وظايف معاونت سياسى حقوقى دبيرخانه مركزى

 

1 _ بررسى و مطالعات لازم نسبت به مسايل و رخدادهاى سياسى روز كشور و جهان ضمن تحقيق پيرامون موضوع و تهيه تحليل واقع بينانه براى ارايه به اعضا , كانديدهاى عضويت و طرفداران نهضت به واسطه ارگان رسمى نهضت نشريه نجات ملى و يا بولتن داخلى كه توسط معاونت فرهنگى و يا معاونت آرشيو تهيه مىگردد. گزارشى را نيز به اعضاى دبيرخانه مركزى ارايه مىنمايد.

 

2 _ تحت پوشش داشتن معاونين سياسى كانونهاى اعضاى شهرى براى نشر اهداف سياسى نهضت در بين اعضا , طرفداران و عموم مردم و ارتباط مستمر با كانونهاى استانى و شهرى براى فعاليتهاى ثمر بخش در عرصه مبارزاتى نهضت

 

3 _ مسووليت دفاع از مصالح و منافع نهضت در دعواهاى بوجود آمده حقوقى و سياسى عليه نهضت و يا هر يك از اعضا و طرفداران

 

4 _ مسووليت برقرارى تماس و ارتباط لازم با ديگر گروهها و جريانهاى سياسى فعال در عرصه داخلى و يا خارج از كشور و حوزههاى بين المللى

 

5 _ حضور دبير معاونت سياسى در جلسات معاونت مطالعات ويژه و عضويت در آن معاونت

 

 

ماده 15 _ شرح وظايف معاونت اجتماعى دبيرخانه مركزى

  

1 _ بررسى و مطالعات پيرامون مسايل اجتماعى كشور و بررسى زمينه هاى تحولات اجتماعى و ارايه تحليلهاى علمى از شرايط و اوضاع اجتماعى به اعضا و طرفداران نهضت

 

2 _ برنامه ريزى براى تجمعات و بسيج اعضاى نهضت و طرفداران و عموم مردم براى فراخوانهاى نهضت در پيروى از اهداف و برنامه هاى نهضت

 

3 _ تحت پوشش داشتن كانونهاى طرفداران شهرى , دانشجويى , كارگرى , صنفى ( بازاريان _ معلمان _ پزشكان _ مهندسان _ ...... ) و روستايى

 

4 _ عضو گيرى و تبليغ و اشاعه برنامه ها و اهداف نهضت در بين مردم

 

5 _ برنامه ريزى براى برگذارى مراسم به مناسبتهاى ملى و ايجاد تحكيم روابط بيم اعضا و طرفداران

 

6 _ برنامه ريزى و عمل به جمع آورى كمكهاى مالى از اعضا و طرفداران نهضت و از عموم مردم

 

 

ماده 16 _ شرح وظايف معاونت فرهنگى

 

1 _ بررسى و مطالعه پيرامون مسايل فرهنگى كشور و ايجاد بستر مناسب براى تحولات مثبت فرهنگى و ارايه تحليلهاى فرهنگى مبتنى بر ارزشهاى ملى به اعضا و طرفداران نهضت

 

2 _ برقرارى روابط با مجامع فرهنگى و هنرى در داخل كشور و خارج از كشور و حوزههاى بين الملل

 

3 _ برنامه ريزى و كاركرد روى حوزههاى فرهنگى هنرى در داخل كشور و ايجاد ارتباط با هنرمندان در تمامى زمينه ها ( تاتر , سينما , نقاشى , موسيقى , كتاب , نويسندگان , مطبوعات , .... ) _

 

4 _ برنامه ريزى و كاركرد در حوزههاى تبليغى و رسانه اى و ايجاد ارتباط با خبرگزاريها , ناشرين , اينترنت , مطبوعات و انتشار ارگان رسمى نهضت با نام نجات ملى كه موضع نهضت را در جامعه و افكار عمومى داخلى و بين المللى نشر دهد.

 

5 _ همكارى با معاونت آرشيو و معاونت مطالعات ويژه در تهيه بولتن داخلى نهضت براى توزيع در بين اعضا

 

ماده 17 _ شرح وظايف معاونت اقتصادى

 

1 _ بررسى و مطالعات لازم از توانمنديهاى اقتصادى در زمينه هاى سرمايه گذارى و رشد اقتصاد ملى كشور و ارايه تحليلهاى كارشناسى و علمى مبتنى بر منافع ملى و مردمى به اعضا و طرفداران نهضت و دادن گزارشات به دبيرخانه مركزى

 

2 _ برقرارى ارتباط با مجامع اقتصادى داخلى _ خارجى و در حوزههاى بين المللى

 

3 _ سرمايه گذارى اموال جمع آورى شده از محل كمكهاى مردمى به نهضت براى بازدهى سود و ايجاد چرخه تجارى و اقتصادى در راستاى مصالح و منافع ملى و تامين هزينه هاى جارى فعاليتهاى نهضت

 

ماده 18 _ شرح وظايف معاونت مطالعات ويژه

 

1 _ گرد آورى نخبگان براى بررسى و مطالعه پيرامون تهديدات عليه امنيت ملى

 

2 _ عضويت بنيانگذاران نهضت همراه با كارشناسان گرد آورى شده در اين معاونت براى بررسى و تدوين برنامه هاى راهبرى نهضت در جهت ارايه به دبيرخانه مركزى براى تصويب و اعلام به اعضاى نهضت و طرفداران

 

3 _ بررسى اوضاع و شرايط كشور و سنجش شرايط نهضت در روابط داخلى و برخوردهاى بعمل آمده نسبت به اتخاذ تصميمات و يا مواضع و برنامه هاى اعلام شده

 

19 _ شرح وظايف معاونت آرشيو

 

1 _ ضبط و ثبت مذاكرات دبيرخانه مركزى و حفظ و نگهدارى اسناد دبيرخانه و نهضت

 

2 _ دريافت پيشنهادات اعضا براى ارايه به دبيرخانه مركزى

 

3 _ در دستور كار قرار دادن پيشنهادات ارايه شده و طبقه بندى برنامه هاى دبيرخانه مركزى

 

4 _ توزيع و نشر تصميمات اتخاذ شده از سوى دبيرخانه مركزى و يا بيانيه هاى صادره نهضت براى مردم

 

5 _ همكارى با معاونت فرهنگى در تهيه و نشر ارگان رسمى نهضت تحت عنوان نشريه نجات ملى و دريافت و جمع آورى گزارشات و مقالات و اخبار از ديگر معاونتهاى دبيرخانه و كانونهاى اعضا و كانونهاى طرفدارى براى توزيع در بين اعضا و يا انعكاس در نشريه نجات ملى و يا بولتن داخلى

 

6 _ همكارى با نشريه نجات ملى ارگان رسمى نهضت در تهيه و تنظيم مصاحبه هايى كه از سوى اعضاى دبيرخانه مركزى بعمل مىآيد

 

ماده 20 _ اعضا و طرفداران نهضت مىتوانند در خارج از كشور اقدام به ايجاد كانونهايى به مثل كانونهاى شهرى اعضا و يا طرفداران در داخل كشور بنمايند كه به كانون اعضا و يا طرفداران نهضت نجات ملى ايران شهر محل ايجاد كانون ناميده مىشود و اين در شرايط فوق العاده بسته و يا شرايط بسته خواهد بود

 

 

 

ماده 21 _ تعريف شرايط فوق العاده بسته و شرايط بسته

نهضت از دوران فعاليتهاى مخفى و پنهانى براى فراهم آوردن محيطى در جهت اعلام موجوديت نهضت نجات ملى ايران در عرصه سياسى كشور و جهان تحت عنوان شرايط فوق العاده بسته ياد مىكند و از دوران فعاليت نهضت در شرايطى كه اعلام موجوديت كرده و زمينه هايى براى فعاليتهاى گسترده در داخل كشور فراهم ساخته تحت عنوان شرايط بسته نام برده مىشود

 

ماده 22 _ تعريف شرايط باز

دورانى است كه نهضت آشكارا قادر به فعاليت در سطح كشور بوده و مىتواند با ايجاد بسترهاى لازم در يك شرايط مساوى با ديگر احزاب سياسى مردمى همكارى و يا رقابت سالم به عمل آورد و در راه تحصيل قدرت سياسى آزادى عمل داشته باشد

 

ماده 23 _ تعيين روز هفده فروردين بعنوان سالروز تاسيس نهضت نجات ملى ايران كه به مناسبت سوگند بنيانگذاران نهضت به پيش نويس اساسنامه در هفدهم فروردين ماه سال 1375 مىباشد

 

ماده 24 _ سرود مرز پر گهر ( اى ايران ) بعنوان سرود نهضت تعيين میگردد

 

ماده 25 _ حق عضويت اعضا در تعرفه هاى پنجگانه مىباشد كه هر يك از اعضا فراخور درآمد و توانايى در پرداخت يكى از تعرفه ها مختار است

 

1 _ پرداخت حق عضويت با تعرفه هاى بيشتر از سوى اعضا و يا طرفداران در برابر پرداخت حق عضويت با تعرفه هاى كمتر از سوى اعضا و يا طرفداران امتيازى محسوب نمىشود و همه اعضا و طرفداران در برابر نهضت مساوى و برابرند

 

2 _ پرداخت حق عضويت ماهانه مىباشد

 

3 _ پرداخت حق عضويت بصورت خريد برگها و يا كارتها و يا فيشهايى است كه از سوى نهضت تهيه مىگردد

 

4 _ فروش برگها و يا كارتها و يا فيشهايى كه از سوى نهضت براى اعضا تهيه شده است در اختيار طرفداران نهضت نيز قرار خواهد گرفت

 

5 _ علاوه بر پرداخت حق عضويت ماهانه از سوى اعضا و طرفداران پرداخت تعرفه سالانه نيز به فراخور تمايل و توانايى اعضا و طرفداران بعمل خواهد آمد

 

6 _ ميزان تعرفه هاي پنجگانه حق عضويت پرداختى از سوى اعضا و طرفداران توسط دبيرخانه مركزى قبل از فرارسيدن هر سال جديد بررسى و اعلام مىگردد

 

ماده 26 _ تعيين كميته انضباطى نهضت براى نظارت بر فعاليتهاى اعضا كه در زير مجموعه معاونت مطالعات ويژه فعاليت خواهد نمود

 

ماده 27 _ انتخاب بازرسان اصلى و على البدل از سوى اعضا براى نظارت بر مسايل مالى نهضت كه در كنار معاونت اقتصادى دبيرخانه مركزى فعاليت خواهد كرد