در راه تشکيل کنگره ملی و طرح نهضت

 

سایت نجات پیرو باور به اصل شفافیت، طرح نهضت نجات ملی ایران برای تشکیل کنگره ملی به نشست لندن در پنج سال قبل را علنی می سازد. مباحث طرح شده پیرامون چگونگی شکل گیری کنگره ملی و برنامه ها و طرحها برای دوران انتقال قدرت سیاسی از ستم استبداد آخوندی به حاکمیت ملی و مردمی از سوی اعضای نهضت همراه با دیگر فعالان سیاسی را در معرض مطالعه و آگاهی عموم مردم قرار می دهیم. امیدواریم این روند به تنویر افکار عمومی کمک کرده و از سوی دیگر گامی باشد بلند بسوی آینده روشن میهنمان ایران. به امید شکل گیری هر چه سریعتر کنگره ملی از سوی مبارزان ملی و میهنی تا که گذار به دمکراسی هر چه سریعتر در میهن مان ایران ممکن شود. دوشنبه شانزدهم آبان 1390

 

 

برای ارائه به نشست لندن

پنجم خرداد ۱۳۸۵خورشيدی

در راه تشکيل کنگره ملی و انتظارات و طرح ما

پيش گفتار

آرزوی ديرينه بسياری ازايرانيان ايجاد هماهنگی وهمبستگی مبارزاتی در ميان شاخه های مختلف اپوزيسيون و فراهم آوردن وسائل و نقطه اتکائی برای بوجود آوردن و دامن زدن به حرکتهای گسترده مردمی ومبارزه ای قاطعانه برای براندازی رژيم اسلامی و برقراری دموکراسی درايران بوده است. کنگره ملی ويا هرمجمعی با هرنامی ديگر که داعيه گرد هم آوری گروههائی ازاپوزيسيون را داشته باشد تنها دراين قالب است که ميتواند حقانيت به دست آورد ودرميان مردم ودرعرصه بين الملی اعتبارکسب نمايد. واقعيت درنظرما اين است که تشکيل کنگره ملی هيچگونه دليل و ارزش قابل ملاحظه ای ندارد مگر اينکه مستقيما وصريحا در راستای براندازی رژيم اسلامی و ايجاد دموکراسی درايران با عملگرائی گام بر دارد. آميختن بيش از اندازه اين حرکت با مسائل فلسفی جزايجاد سردرگمی و انفعال درميان مردم و فرقه گرائی درميآن اپوزيسيون و تبديل اين حرکت به مجالس گفتگو و چای و شيرينی ثمر ديگری نخواهد داشت. ما را اعتقاد راسخ برآن است که اگربراندازی رژيم هدف آشکار و اصلی اين کنگره نباشند نه تنها اين کنگره خدمتی به ايران و ايرانيان نخواهد کرد بلکه به جو افسردگی درميان ايرانيان دامن خواهد زد که همان است که رژيم طالب آن است. درچنين صورتی ما ترجيح ميدهيم خود را به اين حرکت و يا هرحرکت مشابهی آلوده نسازيم واميد ايرانيان را به يآس مبدل ننمائيم.  ديگر زمان آن رسيده است که خطوط مبارزاتی و خواستهای واقعی خود را مشخص و تعيين نمائيم.

 بسياری ازافراد و گروهها سعی دراين گرد هم آوری نموده اند و لذا منتسب نمودن اين حرکت به گروه و يا فرد خاصی نه صحيح و نه منصفانه است وخطر درهم شکسته شدن آن با شکستن آن گروه و يا فرد را بسيارمحتمل ميسازد.

برای ايجاد اين تشکل که بتواند در برگيرنده تعداد زيادی از تفکرات مختلف دراپوزيسيون باشد قبول برخی اصول غيرقابل عدول که به عنوان اصول پايه ای وسائل اين گرد هم آمدن را فراهم سازد ضروريست. اين اصول بايد آنچنان باشند که تمامی گروههای شرکت کننده هم وفاداری خودرا به عدم اصلاح رژيم اسلامی، برقراری دموکراسی، حفظ تماميت ارضی، وحفظ يکپارچگی ملی را اعلام نمايند وهم درپناه آن امکانی برای پيش بردن اهداف گروهی خود درحال وآينده را داشته باشند. به نظرما موارد زير، که پيشنهادی وپيش نويسی برای پيمان نامه ملی ويا پيمان نامه همبستگی نيز ميباشد، برآوردن چنين خواستهائی را برای گروه کثيری دراپوزيسيون فراهم مياورد:

1.                  اعتقاد به اعلاميه جهانی حقوق بشروتمامی ملحقات آن و تبلور آنها درقانون اساسی آينده ايران

2.                  اعتقاد به براندازی رژيم اسلامی به عنوان اولين واصلی ترين مانع حصول به دموکراسی

3.                  اعتقاد به جدائی دين وايدئولوژی ازحکومت ودولت وقوانين مدنی کشور

4.                  اعتقاد به حفظ تماميت ارضی کشورونگهبانی ازيکپارچگی ملی

5.                  اعتقاد به عدم تمرکز قدرت سياسی درمرکزوعدم تمرکز قدرت اقتصادی درنهاد های دولتی ويا خصوصی وواگذارنمودن امورمحلی بدست مردم هر شهرويا استان براساس قانون اساسی

6.                  اعتقاد به تصميم و رای مردم برای انتخاب نوع و يا شکل سيستم حکومتی آينده درايران پس ازبراندازی رژيم اسلامی

7.                  اعتقاد به سيستم پارلمانی و تکثرگرائی، تقکيک قوا و انتخاب ادواری بالاترين مرجع درقوه مجريه به توسط رای مستقيم مردم

8.                  اعتقاد به لزوم گنجاندن بند و يا بندهائی درقانون اساسی برای تغييرنوع و يا شکل سيستم حکومتی به رای آزاد مردم. اين بند تضمينی برتعويض  سيستم حکومتی بصورت مسالمت آميز در صورت لزوم درآينده است و راحتی خيالی برای مردم و گروههائی که در رای گيری پس ازبراندازی رژيم اسلامی سيستم حکومتی مورد خواست خود را بدست نياورده اند. اين بند موجب تنش زدائی درمناسبات ميان گروهی درمرحله مبارزه و پس از آن برای آزادی درتبليغ و کوشش در به کرسی نشاندن سيستم حکومتی  مورد علاقه خود به توسط رای مردم خواهد بود.

9.                  اعتقاد به برابری زنان و مردان درتمامی موارد فردی واجتماعی و پشتيبانيهای ويژه قانونی و اقتصادی برای رفع ستم مضاعف اززنان

10.              اعتقاد به برابری و آزادی فردی واجتماعی اعم ازسياسی، حقوقی، فرهنگی، عقيدتی، دينی، و غيره برای تمامی افراد ملت ايران

11.              اعتقاد به وجود، احترام، وکمک به فرهنگهای محلی و قومی درچهارچوب قانون اساسی و اعلاميه حقوق بشر

12.                اعتقاد به وجود عنصری واحد به نام ملت ايران با گوناگونيهای فرهنگی وقومی

گرچه اصول فوق به نظرما پايه ای مناسب برای گرد هم آئی واتحاد درعمل ميباشد ولی صرف داشتن چنين اعتقاداتی نه رژيم اسلامی را ساقط خواهد نمود و نه به ايران دموکراسی خواهد آورد. با توجه به تنشهای عظيمی که درسطح منطقه ای وجود دارد و برای بدست گرفتن سکان سرنوشت خود بايد کنگره ملی فراتر از بحثهای ايدئولوژيک بی ضرربرای رژيم که درحد خالی کردن عقده های روشنفکری و بهانه برای عدم اقدام جدی وعملی برای زمانی طولانی درجريان بوده است عمل نمايد. خودبزرگ کردن های گروهی و خودبزرگ بينی های فردی بدون پشتوانه جدی درعمل و پايمردانه به مصاف دشمن رفتن هيچگونه ثمری برای براندازی رژيم و رسيدن به دموکراسی نخواهد داشت. غواصی که زحمت به زير آب رفتن را به خود نميدهد مرواريدی هم صيد نخواهد کرد. اپوزيسيون نه تنها دراکثرموارد خود کارعملی و جدی انجام نداده است بلکه برای تطهير و پوشاندن کاستی های خويش ذهنيت انفعال را درمردم هم گسترش داده است که کمی روسری به عقب کشيدن را نشانه پيروزی های مدنی وگسترش آزادی ميداند ويا نويد رفراندومی را ميدهند که رژيم برای سرنگونی خود بايد انجام دهد درحاليکه بيليونها ثروت ملت به توسط رژيم هرروز غارت ميگردد و جوانان از زور بيکاری يا با افسردگی و سرخوردگی دست به گريبانند و يا در دام اعتياد و فحشا گرفتارند. رهبريت يک حرکت جدی ملی نبايد در دست عاقبت انديشان، عافيت طلبان، خوش نشينان پرگو، منفعلان روشنفکرنما، و يا تکيه برعناوين ازهرنوع و رنگ آن باشد. حرکت کنگره ملی بايد درجهت فراهم آوردن وسائل، ايجاد، و گسترش حرکتهای جدی و گسترده درداخل کشوربه همراه پشتيبانی عظيم درخارج کشور و قبول خطرهای احتمالی و مقابله با آنها باشد. هر کس که در اين راه گام بردارد ارزش همراهی وهمگامی را دارد وآنانکه بر نامها وعناوين خود و يا ديگران وگذشتگان ولی بدون قبول هيج زحمت جدی و خطری ميخواهند نامی ازخويش بسازند جزموج سوارانی که منتظرموج حرکت مردمی برای سواری سياسی واقتصادی نشسته اند کار ديگری نميکنند.

برمبنای اعتقادات ذکرشده دربالا ما اصول زيرين برای حرکت به سوی عملگرائی درکنگره ملی را پيشنهاد ميکنيم. بدون عملگرائی و درپيش گرفتن مبارزه قاطعانه با رژيم، صرف نظر از نام اين مجمع وافراد تشکيل دهنده آن و عناوين آنها، ما اميدی برای تاثيرگذاری جدی بر وقايع جاری و آينده نميبينيم.

هدف ازايجاد کنگره ملی:

حرکتها و جنبشهای اعتراضی کنونی در برابر هيولای رژيم اسلامی متاسفانه پراکنده و کم ثمر به نظر می رسند و همگان می دانند که حرکتهای اعتراضی در چارچوب قوانين رژيم اسلامی  بی نتيجه بوده و خواهند بود .

مبارزه ملت ايران هنگامی مثمر ثمر خواهد بود که يکپارچه ، مستمر و کوبنده باشد . هدف کلی کنگره ملی يکپارچه ، مستمر، و کوبنده نمودن مبارزه برحق ملت ايران در راه دستيابی به آزادی و دموکراسی و به پيروزی رساندن آن می باشد . آزادی و دموکراسی در ميهنمان ايران تنها با براندازی رژيم اسلامی و استقرار حکومتی مردم سالار و سکولار ممکن خواهد شد .

کنگره ملی برای رسيدن به هدف خود ، برنامه های عملی زير را مد نظر خواهد گرفت و از همه توان خود برای تحقق آنها استفاده خواهد نمود :

ـ ياری رساندن ( فکری و تسهيلاتی ) به نيروهای مبارز درون مرز

ـ تشويق هم ميهنان داخل کشور به مبارزه و ترغيب آنها به عدم همدستی با رژيم اسلامی

ـ برنامه ريزی و سازماندهی حرکتهای اعتراضی همچون اعتصابات صنفی، تظاهرات خيابانی، سرپيچيهای مدنی ازقبيل نپرداختن وجوه آب و برق، کند نمودن و در نهايت متوقف نمودن چرخهای اقتصادی که حرکت و قدرت رژيم برآنها استواراست از قبيل تعطيل کارخانه ها و سرويس های عمومی و خواباندن صنايع نفت، کوشش بين المللی در مسدود کردن و ضبط حسابهای بانکی ايران در خارج از کشور ايران به نفع مردم ايران و مسدود نمودن حسابهای بانکی سردمداران و عوامل رژيم، کوشش در دستگيری و محاکمه عوامل رژيم درخارج از کشور، کمک به گروههای دموکراسی طلب و معتقد به اصول بنيانی کنگره ملی که جرات روياروئی-ايجادتظاهرات وضربه زدن به رژيم را در داخل کشو ردارند، وغيره.

ـ هماهنگ نمودن جنبشهای قومی و صنفی با مبارزه ملی درجهت سرنگونی رژيم و در راستای اهداف کنگره ملی

ـ آگاهی رسانی به مردم ايران در مورد مرحله مبارزه و مرحله پس از براندازی

ـ طرح ريزی ، مديريت و هدايت دوران گذار پس از براندازی

بافت کنگره ملی ايرانيان:

·                     «کنگره ملی ايرانيان» متشکل از ايرانيان آزاديخواه و دموکراسی طلب درون و برون  مرزی است که مبارزه با رژيم اسلامی را وظيفه ای ملی دانسته و بر اساس اصول بنيانی ذکر شده در بالا در حرکتی همگرايانه و منسجم مصـمم به مبارزه با رژيم آخوندی جمهوری اسلامی تا پيروزی و استقرار آزادی و دموکراسی در ايران هستند .

·                     همه ايرانيان و نيروهای سياسی دموکراسی خواه می توانند اين مجمع را به عنوان پلاتفرمی عملگرا برای مبارزه و عملگرايی برگزينند و بر اساس اصول و پايه های کاری مشترک با هم همرزم شوند و فردای ايران را بسازند .

·                     اين کنگره خود را مکمل جبهه ها ، نيروها ، تشکل ها، و احزاب سياسی موجود در جامعه سياسی ايرانی و نيرويی لازم در فاز عملی مبارزه آزاديخواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ايران می داند .

·                     جبهه ها ، نيروها ، تشکلها، و احزاب سياسی جامعه ايرانی در قالب و بکمک اين کنگره اهداف مبارزاتی خود را به پيش خواهند برد و پس از براندازی رژيم اسلامی اين کنگره فضای دموکراتيک لازم را برای همه نيروها و احزاب مهيا خواهد نمود تا بتوانند به رای مردم قدرت سياسی ـ اداری کشور را بدست بگيرند . 

·                     شورای عمومی کنگره بالاترين مرجع و متشکل از حداقل نصف به علاوه يک کل اعضای کنگره برای تصميم گيريها خواهد بود و وظيفه انتخاب کميته های کاری را خواهد داشت . اولين جلسه حضوری اين کنگره به منظورتائيد لزوم تشکيل يک جبهه فراگير در اپوزيسيون و برخوردانديشه ها درمورد اصول بنيانی خواهد بود و در آن ازحضور وسائط ارتباط جمعی بصورت گسترده بهره خواهدبرد.

·                     شورای رهبری متشکل از يک نماينده ازهر گروه سياسی ومنتخبين ازمنفردين خواهد بود. شورای عمومی تعداد و نوع انتخاب منفردين را تعيين خواهد نمود. وجود يک نماينده ازهرگروه سياسی را ما باعث قوام و چند صدايه بودن و تنش زدائی درمورد تصميم های شورای رهبری ميدانيم از آنجا که هر گروه مستقيما در تصميم گيريهای اين شورا صاحب رای خواهد بود. گروههای سياسی آن سازمانهائی هستند که با پلاتفرم مشخص و اعلام شده و کارنامه مبارزاتی روشن درهر دو مورد براندازی رژيم و استقرار دموکراسی کوشا بوده اند صرف نظر از ايدئولوژی گروهی و يا تعداد اعضا.

·                      جلسه های رسمی اين شورا بطور هفته ای يا ماهيانه از راه دور بتوسط شبکه اينترنت ( برای ممکن نمودن حضور اعضای درون مرز ) تشکيل خواهد شد . چگونگی تشکيل جلسه های شورای عمومی ، و انتخابات منفردين برای شورای رهبری و کميته های کاری بر اساس اساسنامه موجود در آيين نامه هايی جداگانه و در جلسه های ابتدايی شورای عمومی تدويين خواهند شد .

·                     مقر رسمی کنگره ملی در ابتدا در برون مرز خواهد بود ولی بکمک اعضای درون مرز در اولين فرصت ممکن  کنگره ملی  در ايران مستقر و آخرين قدمهای مبارزه و استقرار حکومت موقت از درون مرز مديريت و هدايـت خواهند شد .

·                     دستور کاری کميته های پيشنهادی دراين طرح و کميته های ديگرکه بر مبنای مبارزاتی بوجود خواهند آمد بر اساس آيين نامه های داخلی در جلسات شورای عمومی و با نظارت شورای رهبری کنگره ملی تعيين و به کميته موظف به انجام آن ابلاغ خواهد شد . هر کميته موظف به ارائه منظم بيلان کاری و پاسخگويی در مورد برنامه کاری خود ، به شورای رهبری می باشد. در صورت لزوم اعضا يک کميته خود ميتوانند برنامه کاری و آئين نامه خود را تنظيم و برای تاييد نهائی به شورای عمومی عرضه نمايند. اين کار ميتواند به سرعت حرکت بيفزايد.

·                     شورای رهبری در برابر شورای عمومی کنگره ملی و در برابر مردم ايران موظف و پاسخگو خواهد بود. در مواردی که ملاحظات امنيتی لازم باشند شورای رهبری ميزان و نوع درميان گذاشتن اين موارد را با ديگر کميته ها و شورای عمومی و مردم مشخص مينمايد

·                     شورای رهبری موظف به هماهنگ سازی و به عمل درآوردن تصميمات کميته ها و حرکتهای مصوبه از سوی شورای عمومی خواهد بود

·                     نيروهای سياسی و افراد عضو موظف به تامين نيازمنديهای مالی و تسهيلاتی کنگره هستند . شورای عمومی چگونگی و مسئوليتها را در اين زمينه مشخص خواهد نمود.

·                     کنگره ملی می تواند کمکهای مالی و تسهيلاتی از جانب ايرانيان ، نيروها، و وتشکل های خارج ازکنگره نيز دريافت کند. اين کمکها نبايد تحميل فکری بر کنگره ملی را  موجب شوند و کنگره موظف است که استقلال فکری و عملی خود را در همه مواقع و مواضع حفظ کند .

 

گامهای ضروری برای تشکيل کنگره ملی ايرانيان:

برای تشکيل کنگره ملی وتداوم کاری آن گامهای زير لازم بنظر می رسند. هر مرحله بايد از نظر زمانی محدود به يک ماه تا شش ماه باشد.

1)  گردهم آيی ابتدايی، تصويب اصول بنيادی وانضمامات با نام پيمان نامه همبستگی، وتعيين زمان ومکان اولين جاسه حضوری ( مهلت =دوماه )

2)  اعلام موجوديت عمومی، اولين گرد هم آئی حضوری، ارائه پيمان نامه همبستگی، و دعوت از همگان برای شرکت فعال در کنگره ( مهلت = يک ماه )

3)  تشکيل اولين جلسات شورای عمومی کنگره ملی  در شبکه اينترنت و تعيين : ( مهلت =سه ماه)

ـ   چگونگی برقراری جلسات بصورت مستمر و مرتب

ـ   تشکيل کميته های فعال کاری برای انجام وظائف زيرين:

                ـ  تدويين آيين نامه های داخلی برای شورای عمومی  که موضوعات زير را مشخص کنند :

·                             بيان شروط و چگونگی ثبت نام اعضاء

·                             چگونگی دريافت کمکها ، حق عضويت اعضاء

·                             چگونگی انتخابات داخلی

·                             محدوده اختيارات شورای رهبری و کميته های کاری و چگونگی ارتباط بين آنها

ـ   تدوين آيين نامه برای کميته های کاری ( حداقل يک آيين نامه برای هر کدام از کميته های کاری ) کميته های کاری پس از تشکيل مستقل از يکديگر شروع به فعاليت می کنند .

4)  تدوين يک طرح پيشنهادی برای حکومت موقت و تدوين يک پيش نويس قانون اساسی که پس از براندازی به مجلس موسسان ارائه تا تعميق و تکميل گردند و برای رفراندمی آزاد و دموکراتيک آماده شوند ( مهلت = شش ماه ).

پيش بينی زمانی :

ـ تشکيل کنگره ملی و کميته های کاری فعال = شش ماه

ـ تنظيم و ارائه سندهای کنگره ملی = شش ماه

در عرض دوازده ماه جامعه اپوزيسيون بايد دارای يک کنگره ملی با شورای رهبريت ، يک پيمان نامه همبستگی برای آشتی ملی در ميان همه ايرانيان ، و يک طرح پيشنهادی برای حکومت موقت و پيش نويس فانون اساسی ايران پس از براندازی باشد .

در حين فعاليتهای تئوريک کميته طرح حکومت موقت و تدوين پيش نويس قانون اساسی ، فاز عملگرای کنگره بتوسط کميته برنامه ريزی و ارتباطات مبارزاتی به پيش خواهد رفت و پيشرفت مبارزه همتراز با  پيشرفت تئوريک سياسی خواهد بود .

کميته گفتمان سياسی و روابط عمومی مسئول ارتباطات با جامعه ايرانی و ارائه اطلاعات لازم در مورد چگونگی پيشرفت فعاليتهاست .

سخنگويان رسمی کنگره بتوسط شورای عمومی انتخاب ميگردند.

شورای رهبری و کميته های کاری کنگره ملی:

 

1ـ شورای رهبری :

وظيفه ها :

ـ سخنگويی کنگره ملی

ـ تنظيم و ارائه مستمر بيلان کاری کنگره ملی

ـ ارتباط با جامعه ملی و بين المللی

ـ تصميم گيری و ارائه تصميمات به شورای عمومی

ـ ارائه و ابلاغ تصميمات مبارزاتی

ـ مديريت و هدايت مبارزه ملی مردم ايران

2 ـ کميته گفتمان سياسی و روابط عمومی :

وظيفه ها :

ـ ارتباط و دعوت از همه نيروها و شخصيتهای سياسی ايرانی برای شرکت فعال درکنگره ملی و مبارزه ملی

ـ تهيه وسائل ارتباط جمعی لازم برای ارتباط با مردم ايران و جامعه بين الملل

3 ـ کميته اداری و مالی  :

مبارزه جدی با رژيم اسلامی نياز مبرم به پشتوانه مالی بالا دارد. اين کميته يک کميته کليدی برای پيشبردمبارزه است. موفقيت ديگرکميته ها و کليت حرکت وابستگی مستقيم به ميزان موفقيت اين کميته دارد. بدون پشتوانه محکم مالی امکان سرنگونی رژيم به حداقل خواهد رسيد.

وظيفه ها :

ـ ثبت نام و دريافت حق عضويـت از اعضای کنگره ملی  

ـ جمع آوری کمکهای مالی و تسهيلاتی به  کنگره ملی  

ـ تخمين و تامين نيازمنديهای مالی و تسهيلاتی ديگر کميته های کاری

 4 ـ کميته مبارزه و ارتباطات مبارزاتی :

وظيفه ها :

ـ ارتباط و ايجاد هماهنگی در مبارزه با نيروهای مبارز داخل کشور

ـ کمک فکری و تسهيلاتی به مبارزات در حال انجام

ـ تدوين طرحهای مبارزاتی مفيد و کار ساز برای واردآوردن ضربات مستمر به رژيم

ـ ارائه طرحهای مبارزاتی کنگره ملی به مبارزان داخل کشور و سازماندهی تحقق آنها

5 ـ کميته طرح حکومت موقت و تدوين پيش نويس قانون اساسی :

وظيفه ها :

ـ تشکيل شورايی از متخصصان علوم سياسی، حقوقی، ونمايندگان گروههای سياسی برای تدوين پيش نويس قانون اساسی آينده ايران بر اساس باورهای اصولی کنگره ملی ايرانيان

ـ طرح ريزی حکومت موقت پس از براندازی رژيم اسلامی

6- ديگر کميته به تشخيص کنگره

پنجم خرداد ۱۳۸۵خورشيدی

  نهضت نجات ملی ايران _ جنبش آشتی ملی  ايران

    

 

 

 

قامت اپوزوسیون در آینه کنگره ملی

 

مقدمه:

اکنون که جریان فعالیت های اپوزوسیون بعد از دوره ای نسبتا طولانی بالاخره به همگرائی روی آورده و طیف وسیعی از جریانات سیاسی در روند طبیعی فعالیتهای خود در کنار حس اعتماد به نفس خود، به وجود سایر نگرشها نیزاعتراف نموده و حاضر به تحمل حقوق دگراندیشی در جبهه اپوزوسیون شده اند، افق روشنی در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران گشوده شده است.

حرکتهائی مانند نشست برلین و یا کنگره بروکسل ویا طرح های اندیشمندان و مبارزان منفرد تحت مانیفست ها و یا منشورهای گوناگون حاکی از تغییر فاز انکاری رژیم حاکم به فاز اثباتی نظام سیاسی آینده ایران بوده و پارادیم جدید و سازنده ای در نگرشهای اپوزوسیون محسوب میشود که در راستای تعیین آینده ای روشن گامهای موثر و پر ثمری برداشته اند، در همین راستا طرح تشکیل کنگره ملی آقای امیر انتظام یا پارلمان در تبعید آقای کیومرث نویدی ویا مجمع/ کنگره ملی توسط فرهیختگان و کوشندگان سیاسی نشست برلین به همگرائی و اتحاد عمل اپوزوسیون، هدفمندی ویژه ای بخشیده و می رود تا اپوزوسیون را به حد و اندازه های آنچه از آن انتظار می رفت نزدیکتر نماید.

 

حوادث سیاسی اخیر در سطح جهانی به ویژه در منطقه پر تلاطم خاورمیانه و آرایش قوا و ترکیب کابینه های موجود رژیم ها وموضعگیریهای رژیم حاکم بر ایران و اصرار فوق العاده حاکمان بر ایران برای تولید سلاح های هسته ای و باج خواهی جهانی رژیم ملایان و تضاد منافع رژیم اسلامی با ثبات و روند رشد منطقی جهانی از یک سو، وعدم تمایل آمریکا با توجه به در گیریهای آن در عراق و عدم صلاحدید اسرائیل در گشودن جبهه جنگ با ایران و عدم توانائی و انگیزه اروپا دراعلام جنگ به ایران از سوی دیگر، راه حل های غیر قابل کنترلی را در پیش روی قرار می دهد که هر چه باشد درغیاب جنبش یک پارچه ملی و اپوزوسیون مقتدر و متحد، مطلقا نتیجه ای را که نجات مردم ایران را در پی داشته باشد نخواهد داشت وهمه اینها جملگی جدول زمانی فوق العاده محدودتری را برای تولد و جبران عقب ماندگیهای اپوزوسیون دیکته می نمایند.

 

تعریف کنگره ملی در مقطع کنونی، مکانیسم تشکیل آن، ترکیب کنگره به مثابه فضای نمونه از ترکیب واقعی جامعه کنونی ایران، اهداف کنگره و موارد دیگر همه مطالبی هستند که اندیشمندان متعددی به آن پرداخته و طرحهای مبسوطی در حواشی آن داده اند که جملگی در روشن نمودن و قوام این حرکت بزرگ قابل استفاده و مفیدند،از جمله جنبه ای که به ضرورت وجود کنگره به عنوان یک نهاد دائمی و محل گرد همائی اپوزوسیون و بررسی اندیشه ها و گفتمان های گوناگون اشاره می کنداز اهمیت خاصی برخوردار است، و از آنجا که موقعیت زمانی اجازه سعی و خطاهای متعدد را نمی دهد لذا شایسته است ابعاد تاریک این حرکت سرنوشت ساز را در حد ممکن روشن نموده بلکه بدانیم با چه مکانیسم هائی می توان نتیجه بهینه را گرفت. آنچه در اغلب طرح های ارائه شده کمتر دیده میشود نگاه گویا و تعریف کارآمد از کنگره است و جا دارد به مواردی از این سر در گمی ها اشاره ودر حد ممکن پاسخ داده شود.

 

1- اغلب دیده میشود بعضی ها از اینکه شاید همه نحله ها ونگرشها از کنگره ملی استقبال نکنند پس نتیجه  می گیرند که صفت ملی را از آن حذف نموده و مثلا نام کنگره دموکراسی خواهان روی آن بگذارند که این امر به سهولت نشان می دهد نیروهای بسیاری، مخصوصا در داخل ایران، با یک بهانه کوچک، جائی برای خودشان در این کنگره ندیده و ودر آن شرکت نکرده و امید نجاتی هم از آن نداشته باشند. در صورتیکه آنها در زیر چادر صفت ملی راحت تر جمع میشوند مانند خیل نیروهای مسلمان متحول شده که فاکتور مهمی در تغییرات سیاسی-اجتماعی آینده محسوب میشوند و اگر اپوزوسیون بتواند به حرکتهای این قشر جهت دهد رژیم را زمینگیرخواهد نمود وصحیح آنست که کنگره صفت ملی را عمدا و قطعا بر خود بنهد و موجبات تحقق آنرا فراهم سازد و بگذارد نحله های گوناگون فکری و سیاسی در زیر چتر آن و در هماهنگی با سایر فعالین به ائتلافهای مورد نظر خود برسند ولی در این شرایط بحرانی به فکر تشکیل کنگره خاص دیگری نباشند.

 

2- اغلب دیده میشود بعضی ها با همان سیاق حرکتهای بطئی گروه های تلاشگر سیاسی به کنگره نگاه کرده و مثلا نظر می دهند کنگره منشور ندارد و به جای آن میثاق اخلاقی وفرهنگی تدوین می کند! و یا کنگره ارگان دیالوگ است و تصمیم گیری سیاسی نمی کند! نگاه هائی از این قبیل نشانه عدم استقبال سالیان متمادی از تشکلات نیم بند سیاسی بوده وهنوز بعضی ها نیاموخته اند چگونه سد مانع اعتماد ملی را بشکنند و سیل استقبال مردم را تجربه کنند، لذا با این نسخه ها از کل جنبه کنگره ملی، یک تشکل بی خاصیت دیگری را بیرون آورده وبر نا امیدی مردم خواهند افزود. این نسخه زمانی ارائه میشود که مردم ازداخل برای دست یابی به یک رهبری واحد فریاد می زنند و بارهاو بارها ضرورت کادر رهبری را یادآوری می کنند و جا دارد اشاره کنیم که به جای آنکه تشکیل کنگره و ساختار و نتیجه آنرا درتداوم رفتارها و سیاقهای نامعلوم گذشته طراحی کنیم، بهتر است آنرا با نیازها، شعارها، خواسته ها وانتظارات توده مردم ایران طراحی کنیم. در اینصورت از لحاظ سیستماتیک، خروجی و یا ماحصل کنگره ملی به تمامی، قابل جذب توسط توده مردم در صحنه بوده ودرهماهنگی کامل و تعامل منطقی با آن به جلو خواهد رفت، لذا کنگره بایستی با تعیین ساختار رهبری و منشورهای معین راه کارهای حرکت جنبش را تدوین نماید.

 

3- گویا هنوز بعضی ها از مبهم گوئی و مبهم کرداری سیر نشده اند و با عنوان کلی "اینکه ما ایرانیها همیشه یک بعدی و کیلوئی عمل میکنیم" هم فضا را برای حرکتهای منجر به هدف، تنگ کرده و هم راه را برای مبهم کرداری بیشتر باز میکنند. در صورتیکه اکنون بعد از اینهمه تاخیر، هنگام تشخیصهای صحیح و رفتارهای قاطع و کوبنده است و بایستی جرات تصمیم و عمل داشت و جبران مافات نمود و لذا از کنگره یک تشکل نجات ملی ساخت ونه یک ارگان دیالوگ محض با یک وقت بی پایان برای سفسطه های مدام، کنگره بایستی به نگاه مدیریتی امروزی و پیشرفته علمی مسلح باشد تا بتواند خروجیهای مطلوب از آن بیرون آمده و بتواند قدمی اثباتی و رو به جلو بردارد.

 

4- آیا بالاخره بعد از اینهمه سال تلاش سیاسی مستمر، اپوزوسیونی وجود دارد که به بلوغ تاریخی خود و آنچه مورد انتظار ملت ایران است رسیده باشد و بتواند در کنگره موعود تولد خویش را اعلام نموده و چشم در چشم رژیم دوخته و به طورجدی جنبش آزادی خواهی ملی را در پیوند با مردم رهبری و رژیم را ساقط نماید!؟

گویا در اثر تداوم درد ، درد با جان یکی شده و بیمار مکانیسم بهبودی را فراموش نموده است. آری این مکانیسم مبارزه نامیده میشود و بعضی ها در اثر تکرار مبارزه مدنی و یا مبارزه بدور از خشونت، به هنگام دوری از خشونت اشتباها و بدون آنکه متوجه شده باشند به دوری از مبارزه هم آلوده شده اند!؟  اگر کنگره نیز از مکانیسم مبارزه به دور نگه داشته شود ضایعه جبران ناپذیری بر پیکره جنبش آزادی خواهی ایران وارد خواهد شد. فراموش نکنیم سرنوشت دو مشت زن در نگاهی که آنها در ابتدای مبارزه بر هم می دوزند رقم می خورد و مبارزه در رینگ همه تابع آن نگاه خواهد بود و بدیهی است سرنوشت اپوزوسیون در نوع نگاه کنگره به رژیم رقم خواهد خورد.

 

با این مقدمه و درک از جنبه های گوناگون کنگره به موارد دیگر کنگره می پردازیم و دیدگاهها و نظرات خود را جهت برگزاری و پرثمرشدن کنگره ملی تقدیم می کنیم.

 

1-اهداف کنگره:

 

1-1- تعیین حداقل مخرج مشترک از مواضع سیاسی و مصالح ملی و دعوت عام از تمامی نیروهای سیاسی بالقوه جهت همآهنگی وهم سوئی فعالیتهای سیاسی در زیر یک سقف بلند و فراگیر در سطح ملی به مثابه شاهراهی جهت حصول به اهداف تاریخی ملت ایران

 

1-2- گرد همآئی پیرامون گفتمان دموکراسی و حقوق بشر و نحوه استقرار، تعیین اصول و ضوابط و معیارهای دموکراتیک ، مکانیسم بقای آن وبررسی مکانیزم های عدم انحراف از آن و طرح نجات ایران از بن بست کنونی براساس این گفتمان و استراتژی چالش سیاسی با رژیم موجود.

 

1-3- کنگره هدف مدار تشکیل شده و هدف آن پاسخگوئی به نیاز فقدان آلترناتیو سیاسی در مقطع کنونی باشد.

 

1-4- کنگره به صفت ملی متصف بوده با توجه به مخرج مشترک و مواضع تعیین شده، مکانیزم های تبدیل جنبش سیاسی اپوزوسیون به یک جنبش فراگیر اجتماعی پویا و مستمرو تحت کنترل رهبری اپوزوسیون را فراهم آورد.

 

1-5- کنگره یک شورای نجات ملی و یک کابینه نجات ملی را انتخاب و کابینه نیزسخنگوی خود را انتخاب نموده وبه مثابه آلترناتیوسیاسی رژیم، فعالیت خود را آغاز نماید.

 

2- اهداف نشست مقدماتی کنگره:

 

مواردی که با ملاحظه آنها راه تشکیل کنگره ملی هموارتر شده وکنگره را دررسیدن به اهدافش یاری می نماید.

 

2-1- چه مکانیزمی مشروعیت، جامعیت و صلاحیت کنگره را ایجاد و تداوم می بخشد؟

 

2-2- چه مکانیزمی از تعدد مجامع ملی و کنگره های موازی جلوگیری خواهد نمود؟

 

2-3- چه مکانیزمی موجب استقبال اکثریت تشکلهای سیاسی داخل و خارج خواهد شد؟

 

2-4- چه مکانیزمی کنگره را به اهداف ملی می رساند؟

 

2-5- چه مکانیزمی از کنگره یک آلترناتیو فعال می سازد؟

 

2-6- چه مکانیزمی اپوزوسیون را هماهنگ با زمان و حوادث سیاسی روز جلو برده و ابتکار عمل را در دست اپوزوسیون نگه می دارد؟

 

2-7- چه مکانیزمی ساختار دموکراتیک را در ساختار کنگره وتشکیلات بیرون آمده ازآن از لحاظ جنبه های فراحزبی ویا غیر قطبی بودن و یا رعایت اصول شایسته سالاری وشفافیت آن تضمین خواهد نمود؟

 

زمان ، زمان تولد تاریخی ملت ایران است. بدون تولد اپوزوسیون ملی که پرچم اقتدار ملت ایران را به دوش میکشد اقتدارملی و ملت تحقق نخواهد یافت و تا زمانی که ملت ایران هویت اقتدار ملی خویش را احراز نکند هیچ قهرمانی قادر به نجات تاریخی ایران نخواهد بود. به امید آنکه قامت پر صلابت ملتی شایسته،  به دست نیکوترین فرهیختگان و میهن پرستان و میراث داران شرف ملی ایران در آئینه کنگره ملی جلوه گر شود و به عصر فترت آزادی در چنگ اختناق سیاه پایان داده شود.

 

شرف ایرانی در نبرد نور با تیرگی یا باید پیروز شود و یا باید پیروز شود!!!

 

گروه پشتیبانان آرمان جنبش ملی رفراندم ایران

 

 

 

 

 

 

گزارش کميسيون

" بررسی راهکارها برای تشکيل کنگره ملی"

به مجمع عمومی گروه دموکراسی خواهان

 

اول ارديبهشت ۱۳۸۵
 

با درود خدمت همرزمان عزیز در گروه دموکراسی‌demokrasi خواهانkhaahan،

 

بهbe دنبالdonbaale مسولیتی‌masooliati کهke گروهgorooh دموکراسی‌demokrasi خواهانkhaahan درdar روزrooze شنبهshanbeh 25 مارسmaars 2006 به کمیسیون be ماma محولmohaval کردهkardeh بودbood bood، درdar ضمیمه,zamimehtrh طرح پیشنهادی « مجمع پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران » راra تقدیمtaghdim می‌کنیمmikonim.

 

اینin طرح حاصل برbarرسی‌ressi وva تبادلtabaadol نظر کمیسیون be ماmanazar درdar رابطهraabete باba چندchand طرح مختلفmokhktaleftarhi بودbood کهke ازaz طرفtarafe ایرانیانiraaniaan وطنvatan پرست ازaz داخلdaakhel وva خارجkhaarej ازaz کشورkeshvar بهbe دستdaste ماma رسیدهrsidh بودbood.

 

اعضای این کمیسیون در مجموع، حدود 20 ساعت که در طول 4 جلسهٔ پلتاکی‌ (29 و 31 مارس و 3 و 11 آپریل) تشکیل شد, اکثر موارد طرح ضمیمه را به اتفاق تایید کردند.  در چند مورد که اختلاف نظراتی‌ وجود داشت، پیشنهاد های مختلف با رنگ قرمز نوشته شده که در جلسهٔ عمومی‌ گروه دموکراسی‌ خواهان بررسی‌ شود.

 

 

با احترام،

 

اعضای کمیسیون (به ترتیب حروف الفبا):

 

آزاد ،ویکتوریا

آل رضا ،تقی‌

مرادخانی‌، محمود

چاووشی‌ ،خسرو

ضرابی‌ ،کیومرث (نیمه وقت)

عباسی‌ ،رسول

فروتن ،ایمان

کریمی‌ ،بیژن

مرادی , احسان

 


 

 

ROAD MAP  TO NATIONAL CONGRESS                                                                2006.04.14

 

این یک طرح مقد ماتی "پیشنهادی" است. این طرح اختصاص به گروه دموکراسی خواهان دارد و در راستای اهداف این گروه مورد استفاده قرار خواهد گرفت !

جملاتی که با قرمز مشخص شده جملاتی است که توافق نشده و به اجلاس بزرگ ارجاع داده شده.

 

نام پیشنهادی برای گروه

ـ  انجمن پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران

 

 «مجمع پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران »

 

تعریف مجمع پیوند

 

مجمع پیوند ارگانی فراگروهی و معتقد به اصول پایه ای بر شمرده دربخش زير ميباشد. این مجمع محل ملاقات و گفتگو بین تمام نهاد های اجتماعی و سیاسی و شخصیتهای سیاسی است که میخواهند گام به گام با مشارکت همگانی به سمت تشکیل کنگره ملی گام بردارند . راهبردها ، برنامه ها، سیاستها ، و ارگانها درروند مشارکت عمومی و از مسیر دیالوگ ملی برگزیده و بوجود خواهند شد. در داخل این مجموعه احزاب و جریانات سیاسی و فکری هویت مستقل خود را نگه داشته ولی در جهت هدف مجمع که دستيابی به « کنگره ملی » است ، يکپارچه و همسو عمل می کنند و انسجام درونی مجمع پيوند و همسوئی و همراهی اعضا آن را محترم می شمارند .

مجمع پيوند بعنوان نهادی فراگروهی خود را موظف به هموار نمودن راه دستيابی به « کنگره ملی »  جهت سرعت بخشيدن به مبارزه آزاديخواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ايران  میداند. هدف از تشکيل این مجمع  ایجاد یک تشکل  حزبی ، سازمانی و ... نیست ، بلکه تنها برای خدمت به گروهها و احزاب موجود و در جهت دامن زدن به یک « ديالوگ ملی »  و ایجاد پیو ند بین نحله های سیاسی گوناگون در ظرف « کنگره ملی » ايجاد شده است .

 

هدف مجمع پیوند :

 

با توجه به لزوم پیشبرد يک « ديالوگ ملی » برای انسجام دادن و سرعت بخشيدن به مبارزه آزاديخواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ايران ، برپايی و ایجاد يک «کنگره ملی»  لازم و ضروری بنظر میرسد .  مجمع پيوند بعنوان نهادی فراگروهی خود را موظف به هموار نمودن راه دستيابی به « کنگره ملی » ميداند .

 

 

 

 

پایه های اعتقادی مجمع پيوند :

1 ـ اعتقاد به برکناری حکومت اسلامی و جایگزینی آن با حکومتی مردمسالار، تشکیل مجلس موسسان ، تدوین قانون اساسی نوین و مراجعه مستقیم به آرای عمومی مردم ایران

2 ـ  ـ اعتقاد و التزام به اعلامیه جهانی حقوق بشرو گنجانیده شدن مفاد اعلامیه و ملحقات آن در قانون اساسی کشور

3 ـ  اعتقاد به  اصول دموکراسی ( پارلمانتاریسم) و تکثر گرائی و تامین مشارکت مستقیم مردم در سرنوشت خود. ( با جمله تامین مشارکت مستقیم مردم در سرنوشت خود   فقط آقايان کيومرث ضرابی و خسرو چاووشی، وبانو ویکتوریا آزاد موافق بودند. آقايان ايمان فروتن، بیژن کریمی ، رسول عباسی، محمودمرادخانی ، احسان مرادی، وتقی آل رضا  مخالف بودند)

4 ـ اعتقاد به  جدائی کامل نهاد دولت  و حکومت از نهاد دین (سکولاریسم و عرفیت)

ـ اعتقاد به  تمامیت ارضی، یکپارچگی ملی ،استقلال سیاسی و حاکمیت ملی ایران

اعتقاد به  عدم تمرکز سیاسیدرحکومت مرکزی وایجاد مجالس ایالتی و حکومتهای محلی جهت خودگردانی منطقه ای و محلی  (پيشنهاد ازبانو ویکتوریا آزاد )

آقايان ايمان فروتن ،بيژن کریمی ، محمود مرادخانی ، تقی آل رضا ، خسرو چاووشی، رسول عباسی، و احسان مرادی با پيشنهاد بانو آزاد مخالفند و فرمول زیررا پیشنهاد میکنند:

6. اعتقاد به عدم تمرکز قدرت

 

آقای خسرو چاووشی نیز فرمول زیر را هم پیشنهاد میکنند:

6.عدم تمرکز قدرت در حکومت مرکزی و ایجاد مجالس ایالتی و نهاد های خودگردان محلی و منطقه ای با رعایت قانون اساسی کشور

 

پیش درآمد کنگره ملی و وظایف مجمع پیوند

برای رسیدن و تشکیل  کنگره ملی نیاز به فراهم آوردن یک سری از امکانات است که در ذیل فهرست وار به آنها اشاره می شود.

 

الف ـ  ارتباط با  گروه های مختلف برای طرح گفتمان و دیالوگ متقابل ، تفاهم  برمبنای اصول پایه و ارائه راهکارهای مشترک ( کمیسیون میثاق و ارتباطات که ماهها قبل انتخاب شده بود  تا 15 ماه مه از پیشرفت کارخود گزارش خواهد داد )

پیشنهاد آقای فروتن : تشکیل کمیته دیالوگ و ارتباطات با سایر جریانات ، این پیشنهاد مورد توافق دوستان دیگر نبود.

 

ب ـ تشکیل کمیته برنامه ریزی منتخب ازاعضای مجمع پیوند متشکل از نمایندگان جریانها و شخصیتهای منفرد سیاسی جهت بررسی طرح های مقدماتی  برای برنامه ریزی  جهت تشکیل کنگره ملی ، ارائه  سندها ی چند گانه در خصوص استراتژی ، اصول قانون اساسی ، سند چند گانه در خصوص مسئله  اقوام ، تدوین آئین نامه و میثاق اخلاقی برای ارائه در  کنگره ملی ،تهیه فراخوان رسمی ، جدول زمانبندی برگزاری کنگره و تهیه دستور جلسه پیشنهادی کنگره و .....) ( قسمت قرمزکه از جملهَ ارائه سند ها ی چند گانه ....آغاز میشود پیشنهادات آقای سیاوشی است که مورد توافق بانو آزاد ميباشد. سایر دوستان کمیته موافق طرح این وظایف نیستند.)

به پیشنهاد آقای فروتن محدوده زمانی برای تشکیل و پیشبرد کار این کمیته  15 ژوئن در نظر گرفته شد.

 

پ ـ تشکیل کمیته تدارکات ، که این کمیته موظف به انجام وظایف زیر است.

 

انتخاب مکان وزمان کنگره با استفاده ازشور عمومی

2. تدارک لوازم مورد نیاز هموطنان در داخل ایران (تهران و شهرستانها) برای شرکت در "کنگره ملی" از طریق کنفرانس ویدئویی و در خارج از ایران.

 

ت ـ  تشکیل کمیته مالی

 

کنگره ملی:

 

"کنگره ملی" نهاد ی برای گفتگو، تبادل نظر مشترک و اتخاذ مواضع معین و انتخاب روشها و راهبردها ،ایجاد تفاهم بر مبنای اصول وتاکتیکهای مشخص سیاسی بین نیرو های خواهان تحولات راستین در ایران چه در داخل وچه درخارج از کشور میباشد.

هدف وراهبرد این نهاد استقرار دموکراسی وجایگزینی رژیم جمهوری اسلامی

 « توسط مردم ایران »  با حکومتی سکولار و مردمسالار برخواسته از آرای آزاد مردم بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن، بستر سازی برای رسیدن به مرحله تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی نوین میباشد.

 

وظایف مرحله ای کنگره ملی:

ـ اعلام موجودیت

ـ انتخاب  سخنگویان موقت جهت تماسهای مطبوعاتی و اعلام موجودیت

ـ تعیین استراتژی و تاکتیکها

ـ  تصمـِم در مورد سند های چند گانه

ـ انتخاب یک میثاق مشترک آشتی ملی

ـ جذب و همکاری گسترده با مخاطبین دموکراسی خواه داخلی و خارجی

ـ تصمیم در مورد اقدامات مشترک و سیاستهای عملیاتی

ـ ـ تصمیم در مورد ساختاربهینه تشکیلاتی و ستاد (های) مشترک در داخل و خارج

- تصمیم در مورد منابع تامین بودجه عملیاتی و سازمانی

ـ انتخاب  سخنگویان دائمی

ـ و غیره


 

 

 

 

 

پيشنهادی برای شروع بحث درمورد يافتن راهکاربرای برگزاری کنگره ملی

 

بادرود به دوستان ارجمند:

درابتدا من به نقشی که گروهی که طی ماههای گذشته درجلسات فراوانی که داشته درمورد تشکيل کنگره ملی بايد ايفا کند ميپردازم:

 

به نظرمن گروه فوق نبايد خودرا به عنوان گروهی جديد با پلاتفرمی سياسی معرفی نمايدوتنها بايد به معرفی خود به عنوان ميزبان کنگره ملی بسنده نمايد. نامی شبيه "جمعی ازدموکراسی خواهان" به نظرمن کافی است ازآنجا که تشکيل گروه جديدی را تداعی نمينمايد ودرنتيجه احتياجی هم به دادن بيانيه ای درمورد انحلالش درآينده نيست. دلائل من بدين قرارند:

۱. اين گروه هيچگونه بحثی درمورد تشکيل جبهه ای ازافرادوگروههای شرکت کننده ننموده است. برخی نقاط اشتراک مشخص شده اند، که خودبسيارمهم است ودستاوردی پربها است، ولی بيش ازآن کاری انجام نگرفته است.

۲. امکان به پيش بردن دو حرکت موازی وهم زمان (اتحاد دموکراسی خواهان وکنگره ملی) برای اپوزيسيون وجودندارد وتوان زمانی، مالی، وسياسی آن هم موجودنيست.

۳. گروه موجود بخودی خود درکنگره ملی حل خواهدشد.

۴. وجود يک گروه که قبلا دربحث های فراوان اشتراکاتی را بدست آورده است اگربصورت يک ارگان منسجم وبا پلاتفرمی خاص وارد کنگره ملی گردد بخودی خود به جوتقابل اين گروه با ديگرگروه های دعوت شده دامن خواهدزدودر آنصورت کوشش فراوانی بايد ازجانب ما به عمل آيد که شک وشبهه ها را برطرف نمائيم که به هيچوجه به سود مبارزه ومصالح مردم وکشورنخواهدبود.

 

    اگر ساير ياران هم دراين نگاه به حرکت مجمعمان با من هم نظرباشند اصولا قسمتهائی از طرح پيشنهادی "نقشه راه" که مربوط به اتحاد دموکراسی خواهان وطرز عملکرد ويا ساختار آن است بخودی خود ازصحنه خارج ميگردد که حتی ميتوان گفت انجام کارها را ساده تر مينمايد. درنتيجه من تنها روی برگزاری کنگره ملی تمرکزمينمايم.

 

درمورد اصول موردموافقت اين جمع بهتراست به چند اصل اساسی اکتفا گردد. البته اين اصول بايد درجهتی باشند که دغدغه های گروه کثيری ازمردم وسازمان های سياسی, مبارزاتی، فرهنگی، وقومی را برطرف ويا تسکين دهد ونوعی جواعتماد به اينکه اين کنگره ممکن است محصول خوبی به بار آورد رادرميان مردم ايجاد ودر نتيجه امکان حضورگروههای مختلف را چه با قبول مستقيم وحتی کامل آن اصول وچه براساس امکان مذاکره ويا فشارمردمی که نمايندگی آنها را برعهده  دارند ويا حتی فشارافکار عمومی که عدم حضورآنان را موجه نميبينند رادرپی داشته باشد. اصول ابتدائی مورد نظرمن همان اصولی هستند که درپيشنهاد قبلی خودحضورتان ارسال کردم که دوباره درزيردرج ميکنم وميتواند پايه ای برای شروع بحث باشد:

 

۱. باوربه جدائی دين ازحکومت، عدم اصلاح وکوشش درراه برکناری رژيم اسلامی، واستقرار دموکراسی درايران پس ازآن

۲.حفظ تماميت ارضی ايران

۳.عدم تمرکزقدرت درحکومت وايجاد شوراها ويا مجالس ايالتی بمنظوروضع واجرای قوانين برای خودگردانی منطقه ای و در صورت لزوم برمبنای اشتراکات قومی، گويشی، وفرهنگی درچهارچوب قانون اساسی.

۴.احترام وپايبندی به اعلاميه حقوق بشر وتمامی ضمائم آن

۵.پايبندی به اجرای يک رفراندوم پس ازبرکناری رژيم اسلامی درفضای سياسی، فردی، فرهنگی، واجتماعی آزاد به منظورتشکيل مجلس موسسان ورفراندوم درمورد پيشنهاد آن مجلس درموردنوع حکومت آينده وديگر ومصوبات آن.

 

 

مسئله بعدی متن دعوتنامه وتعيين گروهها وافرادامضاء کننده ابتدائی است. به نظرمن متن دعوتنامه حتی باذکراصول پايه ای بايد آنچنان باشد که تنها گرد هم آئی ومنظورکلی ازآنرا را مد نظرقراردهد وصريحا امکان مذاکره درموارد مختلف را بازبگذارد. درصورت توافق برروی اصول ومسائل ديگر تدوين اين دعوتنامه که البته بايد با دقت بسيارصورت گيرد امکان پذيرميباشد. اين دعوتنامه بايد دليل تشکيل وهدف ازاين حرکت را مشخص نمايد.

 

مسئله ديگر تعيين ساختارابتدائی کنگره ملی ميباشد که بايد حالت دموکراتيک آن کاملا آشکارباشد وتضمينی برای انعکاس عقايد مختلف را درتمام سطوح تصميم گيری واجرائی نضمين نمايد. بدين منظور من همان ساختار يک عضوويک رای ازهرگروه درمجمع قانونگذاروپيشنهاددهنده ويک عضو ازهرگروه درانجمن رهبری تنها به عنوان بازوی اجرائی کنگره ملی را پيشنهاد مينمايم. بقيه موارد دراين خصوص(طرزشرکت منفردين دراين کنگره بطورمثال) را درپيشنهاد قبلی بيان کرده ام. ساختارابتدائی پيشنهادی برای کنگره ملی(هرفرد ويا گروه يک رای) بهتراست که دردعوتنامه ذکرگرددتا گروههای کوچکترويا منفردين شرکت کننده احساس نکنند که اين نسشت ممکن است جای آنها نباشد. بدين صورت اعلام ميکنيم که آنچه که مهم است ايده های درست هستند ونه تعداد گروندگان به آن.

 

موردديگرتعيين احتياجات برگزاری اين کنگره ومکان وزمان تشکيل اولين نشست آن است. درمورد مکان من واشنگتن دی سی را درابتدا درآمريکا وپس ازآن نشستی دراروپا را نزديک به مقرپارلمان اروپا پيشنهاد ميکنم. اين پيشنهاد برای استفاده سمبليک ازاين مکانها هست که بگوئيم ما درکنارشما حضورداريم وحرکت های شما را ميبنيم وزير نظرداريم. درمورداحتياجات مالی وتدارکات به کميسيون ديگری احتياج است وبرای اين کميسيون (ما) درمدت ۲ هفته امکان پذير نيست که اين مسئله را حل کند. ولی ميتوانيم بگوئيم که تمامی گروهها وافراد شرکت کننده بايد حداقلی را دراين مورد تقبل کنند واصل شراکت تنها دربيان عقايد نبايد رعايت شود بلکه درمورد پيشبرد کارها هم بايد ازآن پيروی گردد. البته ميدانيم که بسياری افراد وگروهها ممکن است ازتوان مالی کافی دراين خصوص برخوردارنباشند ومابقی هزينه بايد ازمنابع ديگری اخذ گردد. درموردزمان برگزاری نشستِ نخستين من اواسط ماه جولای را پيشنهاد ميکنم. برای اين منظور بايد گروه برگزاری نشست تشکيل وخوددارای کميته هائی برای تقسيم کارباشد. درمدت دوهفته دعوتنامه ها بايدارسال و۲ هفته برای دريافت پاسخ ها زمان منظورگردد. درهفته دوم ازاين مدت پيام ديگری برای انتظارمادرمورددريافت پاسخ بايد ارسال گردد اگر هنوز پاسخی ازبرخی گروههای مدعودريافت نشده است. دراين مدت گروه برگزاری نشست بايد ميزان هزينه نشست ومکان وزمان دقيق آنرا مشخص نمايد. همچنين راههای تامين اين هزينه بايد پيشنهادگردند. واقعيت اين است که اگر نخواهيم دراين موردبه دشواری بيفتيم بايد قبل ازحتی فرستادن دعوتنامه هادر مشورت با يارانی که درترتيب دادن نشستهائی نظيراين شرکت داشته اند هزينه تقريبی آن را مشخص کنيم وباسرشکن کردن اين هزينه درميان گروهها و افراد دعوت کننده تضمينی برای تامين بودجه آن بدست آوريم. اگر اينکارصورت نگيرد ممکن است با مشکلاتی جدی دراين زمينه روبرو گرديم. نسشت بهتراست دريک آخر هفته ودر۲ روزشنبه ويکشنبه صبح برگزارگرددکه امکان شرکت افرادو گروهها به حداکثربرسد.

 

مورد بعدی طرح کار ودستورجلسه کنگره ميباشد. به نظرمن گروه دعوت کننده (مجمع دموکراسی خواهان ...) بايد رياست جلسه را دردست داشته باشدودرابتدا منظورازتشکيل آنرا دربيانيه ای که برد تبليغاتی خوبی داشته باشد را اعلام نمايد. اين البته ميتواند چيزی شبيه خود دعوتنامه باشد چون بدون مشخص نمودن دلايل وهدف ازتشکيل اين نشست بطور واضح دردعوتنامه ممکن است يا گروههائی اصولا پاسخ ندهندويا وقتمان به توضيح دادن مکرربه آنها ضايع گردد. هرگروه ويا شخصيت مبارزبايد زمانی برای بيان نقطه نظرات خودداشته باشد. اين نشست بايد برروی همگرائی وجو دموکراتيک کنگره تاکيد کند وصرفا برای بيان ايده ها ونظر های مختلف باشد وجنبه نتيجه گيری نداشته باشد. ما دراين نشست بايد تمرکزبرروی ايجاد علاقه دربين مدعوين برای ادامه راه بنمائيم وبرای آن بايد البته سخنرانيهای به دقت حساب شده ای را درنظرگرفته باشيم. درپايان بيانيه ای درمورد علاقه تمام ويا اکثرمدعوين درمورد ادامه راه ونشست بعدی دراروپا بهتر صادرگردد. نشست اروپا درواقع ابتدای بحث جدی درمورد ايجاد کميته های مختلف وتعيين دستورکارهريک ومعرفی افراد ازسوی گروهها ( دو نفراز هر گروه- يک نفردرگروه قانونگرارويک نفربرای گروه اجرائی ويا انجمن رهبری) وانتخاب منفردين به شورای اجرائی ويا رهبری شروع ميگردد. تعيين دستور کار برای هردوگروه توسط کميته ای منتخب ويا داوطلب ازميان اعضای کنگره تعيين وبه کنگره پيشنهادخواهدشد. گروه حاضردعوت کننده تا زمانی که هنوز شورای رهبری کارخودراآغازنکرده است مسئول برگزاری جلسات خواهد بود وپس ازآن شورای رهبری اين مسئوليت را با ايجاد کميته های مورداحتياج به عهده خواهد گرفت.

 

من فکرميکنم که بيش ازاين جلو رفتن درحال حاضراقدامی بی ثمرخواهدبودوحتی برخی دوستان ممکن است فکر کنند تا همين اندازه هم درموردآينده تصمصيم گيری ممکن است بيش ازحدلازم باشد. بهرحال عزيزان من اين نوشتارراتهيه کردم تابا شروع بحث دراينمورددربين خود شايد شروعی را که همگی ما انتظارش را ميکشيم بتوانيم درآينده نزديک ببينيم. مطمئنم که شما عزيزان کمبودهاواشتباهات را به من تذکرداده وراه درست را به کمک هم پيدا خواهيم نمود. اگر احتياج به توضيحاتی درمورد اين پيشنهاد است بنده درجلسات گفتگو آماده پاسخگوئی ميباشم. بواسطه نبود وقت ممکن است برخی اشتباهات راکرده باشم که ازهم اکنون پوزش ميخواهم وبخاطرتسريع کارصلاح نديدم که بيش ازاندازه به کندوکاودربرخی مسائل بپردازم.

 

به سپاس ازشما گراميان وبه اميد تشکيل کنگره ملی درراه رهائی ملت ايران

بيژن کريمی

۷ فروردين ۱۳۸۵

  

 

 

 

پیرو گسترش گفتمان دموکراسی خواهی و اعتقاد به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای الحاقی آن و به منظور شکل گیری یک آلترناتیو فراگیر و گسترده ؛ ما نیروهای دمکراسی خواه به گرد هم آمده ایم تا با مشورت و همکاری یکدیگر و در پیوندی تنگاتنگ با تمامی نیروهای دمکرات و آزادیخواه درون مرز و برون مرز ایران اهداف زیر را محقق سازیم :

1 ) کمک به گسترش روحیه همبستگی و تفاهم ملی ، عشق ، دوستی و مناسبات عقلائی در میان نحله های مختلف سیاسی حاضر در صحنه .

 2 ) تلاش برای تدارک تشکیل " کنگره ملی " در هماهنگی با مبارزین درون مرز و برون مرز ایران ، به منظور بسترسازی و اقدام مشترک برای تشکیل یک ائتلاف گسترده و دمکراتیک متشکل از نمایندگان احزاب ، سازمانها و شخصیتهای مبارز سیاسی .

3 )  ایجاد پیوند ارگانیک میان نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور به منظور اتخاذ سیاستهای مشترک و راهبردی برای گذار از حکومت  غیر دموکراتیک و مستبد جمهوری اسلامی به حکومتی دمکراتیک و مردمی بر مبنی اعلامیه جهانی حقوق بشر و با توسل به روشهای مسالمت آمیز و غیر خشونت زا

 4 ) تهیه و تدوین پیش نویس  " میثاق ملی " جهت ارائه و طرح گفتمان در "  کنگره ملی " .  

 

میثاقهای ما

اصول زیر پایه های اعتقادات و باورهای ما را تشکیل میدهد . این اصول هم چنین خواستهای حداقل ما را جهت پایه گذاری یک ائتلاف گسترده و فراگیر بیان میدارد . به گمان ما این اصول می تواند فصل مشترک اعتقادات نیروهای معتقد به دمکراسی برای احقاق حقوق بشر و اسقرار دموکراسی و آزادی در میهنمان ایران باشد .

 1 ) ما حقوق و آزادیهای مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کلیه میثاقهای الحاقی آن را به طور کامل و بی قید و شرط می پذیریم و خواستار نهادینه شدن آن در قانون اساسی نظام سیاسی آینده ایران هستیم .

2 )  ما معتقدیم مردم ايران از هر قوم و تیره ای كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند . رنگ ، نژاد، زبان ، مذهب ، قومیت ، تقدس مذهبي ، جنسيت و مانند اينها هيچ كدام سبب امتياز شخصي بر شخص ديگر نخواهد شد .

3 ) ما معتقد به اصل انکارناپذیر حکومت مردم بر مردم از طریق آرای عمومی هستیم و تنها نهادهای قدرتی که منبعث از آرای آزاد مردم ایران باشد را به رسمیت می شناسیم و رای آزاد مردم را تنها منشا مشروعیت هر قدرتی می دانیم ، ما معتقدیم حق انتخاب و تعیین ساختار نظام سیاسی آینده ایران بر اساس یک رفراندوم آزاد توسط مردم ایران حق طبیعی و مسلم تک تک شهروندان ایران است .

 4 ) ما با جامعه تک حزبی و تک صدائی یا هر نوع نظام تمامیت خواه و مستبد مخالفیم . ما خواهان جدائی کامل نهاد دین از حکومت و خواهان استقرار یک حکومت عرفی هستیم . به باور ما استقرار یک نظام پارلمانی کثرت گرا و دمکراتیک و منتخب مردم مبتنی بر تفکیک سه قوا ، بهترین راه تحقق دموکراسی و اعمال اراده ملت ایران بر سرنوشت خویش است ،

5 )  به اعتقاد ما در نظام سیاسی آینده ایران می بایست ، آزادی احزاب و رسانه های گروهی ، آزادی بیان و عقیده ، آزادی تجمعات و اعتراضات مدنی ، تاسیس و فعالیت سندیکاهای صنفی و کارگری مستقل و نهایتا اجرای کنوانسیون کار ، حمایت از مطالبات و تشکلهای صنفی کشاورزان  فرهنگیان  خبرنگاران  پرستاران  دانشگاهیان و ..... به عنوان بخشی از اساسی ترین حقوق شهروندان ایران ، برای مشارکت ، نظارت و کنترل آنان در تصمیم گیریها و مدیریتهای اجتماعی فراهم گردیده و اجرای چنین حقوقی تضمین گردد .

6 ) به باور ما نظام سیاسی آینده ایران باید بر اساس تحقق عدالت اجتماعی ، حفظ کرامت انسانی ، اجرای بی قید و شرط اعلامیه جهانی حقوق بشر ، تحقق دمکراسی ، تقویت وحدت و همبستگی ملی و ایجاد امنیت و رفاه و آسایش عمومی در چارچوب يك سيستم با ثبات اقتصادي بنا شود و در آن احترام به افکار عمومی ، مبارزه با استبداد مجریان دولتی و همچنین مبارزه با هر گونه خشونت و تبعیض ، از اصول اوليه تشكيل آن باشد .

7 ) به اعتقاد ما در نظام سیاسی آینده ایران ، آزادی کامل ادیان ، حذف عبارت دین رسمی از قانون اساسی و رفع هرگونه تبعیض علیه مذاهب شهروندان می بایست مطابق با معیارها و موازین بین المللی تضمین گردد و به حق آزادانه انسان در تعیین و انتخاب باور دینی یا غیر دینی خود احترام گذاشته شود .

 8 )  ما به تساوی کامل حقوقی زنان و مردان در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی باور داریم و اجرای کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان و همچنین تعهد به اعلامیه جهانی حذف هرگونه خشونت علیه زنان را بهترین دستورالعمل برای رفع ستم مضاعف به زنان ایران میدانیم ، همچنین ما به کنوانسیون حمایت از حقوق کودکان احترام می گذاریم و خواهان تقویت خانواده به عنوان اساسی ترین رکن اجتماع هستیم .

9 )  ما مخالف کاربرد هرگونه خشونت از سوی ارگانها و نهادهای دولتی و حکومتی هستیم و به کنوانسیون منع شکنجه و هرگونه رفتار توهین آمیز و همچنین به قطعنامه سازمان ملل متحد در حمایت از حقوق دستگیر شدگان و بازداشت شدگان احترام می گذاریم و توسل به شکنجه و مجازات های خشن و غیر انسانی نظیر اعدام را نفی می کنیم .

10 ) ما معتقد به حفظ وحدت ملی و حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران هستیم اما معتقدیم حفظ يکپارچگی و تمامیت ارضی کشور و حفظ وحدت ملی نباید بهانه ای برای متمرکز کردن نظام سیاسی و اداری کشور در پایتخت ایران شود . همچنین ما معتقدیم نباید هیچ گونه تبعیضی در بهره برداري از منابع طبيعي و توزیع درآمدهاي ملي و ميهني در سطح استانها و مناطق کشور وجود داشته باشد به طوري كه هر منطقه فراخور نيازها و استعدادهای رشد خود ، از سرمايه ها و ثروت هاي مکفي و عادلانه جهت رشد و ترقی خود بهره مند گردد .

 11 ) به اعتقاد ما به رسمیت شناختن حقوق سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی قومیتها و مشارکت هر چه بیشتر آنان در سرنوشت اقتصادی و فرهنگی خود و همچنین پایبندی به اعلامیه جهانی حمایت از حقوق اقلیتهای ملی و قومی سازمان ملل متحد ، به تحکیم اتحاد و همبستگی ملی و حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور مدد خواهد رساند و راه را نیز برای همزیستی مسالمت آمیز و دوستانه مردم ایران در کنار یکدیگر هموار می سازد .  ما معتقد به سازماندهی نظام ادرای کشور بر اساس اصل عدم تمرکز  (سپردن حداکثر ممکن امور اداری و چگونگی مصرف بودجه های عمرانی به نهاد های محلی ) و رعایت حقوق فرهنگی و امکان گویش و آموزش بزبان مادری برای همه اقوام کشوریم. بر همین اساس نیز ما معتقدیم احقاق حقوق اقوام ايرانی جهت کسب مديريت در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی مناطق خويش ، می باید تحت عناوین یکی از اشکال حکومتهای فدراتیو یا شوراهای شهری و منطقه ای یا نظامهایی نظایر آن که به تائید مجلس موسسان رسیده باشد و حقوق قومیتها و اقوام ایرانی را نیز تضمین کرده باشد به اجرا در آید .

12 )  به اعتقاد ما روابط نظام سیاسی آینده ایران با کشورهای دیگر جهان می باید بر اساس احترام به برابری حقوق ، عدم توسل به زور يا تهديد به زور ، تغييرناپذيري مرزها ، احترام به استقلال و تماميت ارضي كشورها ، حل مسالمت ‏آميز منازعات و مناقشات في مابين ، عدم مداخله در امور داخلي يكديگر ، همكاري متقابل ميان كشورها ، اجراي صحيح و دقيق معاهدات بين المللي يا بين الدول ، گسترش صلح و دوستي ميان ملل و نهايتا تثبيت جايگاه شايسته ايران در خانواده بين المللي استوار باشد . همچنین ما دفاع از پیمان های جهانی ناظر بر تثبیت صلح و امنیت ، دفاع از حقوق بشر و حمایت از توسعه ی اجتماعی ، اقتصادی  و  حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی را وظیفه خود می دانیم و ضمن اینکه مبارزه علیه تروریسم در تمامی ابعاد آن را محکوم می کینم آمادگی خود را نیز جهت هر گونه همکاری و هماهنگی با دولتها و سازمانهای بین المللی به منظور مبارزه با تروریسم اعلام می کنیم همچنین ما معتقد به محو سلاحهای کشتار جمعی هستیم و از کلیه تلاشها و قراردهای بین المللی در این جهت حمایت و پشتیبانی می کنیم .

به امید ایرانی آزاد و مدرن

 

 

ROAD MAPP NATIONAL CONGRESS                                                                2006.04.04

 

این یک طرح مقد ماتی "پیشنهادی" است.: این طرح اختصاص به گروه دموکراسی خواهان دارد و در راستای اهداف این گروه مورد استفاده و شاید مصرف بیرونی قرار خواهد گرفت !

 

نام پیشنهادی برای گروه

ـ  مجمع پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران

 

 « مجمع پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران »

 

هدف مجمع پیوند :

 

با توجه به لزوم پیشبرد يک « ديالوگ ملی » برای انسجام دادن و سرعت بخشيدن به مبارزه آزاديخواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ايران ، برپايی و ایجاد يک «کنگره ملی»  لازم و ضروری بنظر میرسد .  مجمع پيوند بعنوان نهادی فراگروهی خود را موظف به هموار نمودن راه دستيابی به « کنگره ملی » می کند .

 

 

پایه های اعتقادی مجمع پيوند :

1 ـ اعتقاد به برکناری حکومت اسلامی و جایگزینی آن با حکومتی مردمسالار، تشکیل مجلس موسسان ، تدوین قانون اساسی نوین مراجعه مستقیم به آرای عمومی مردم ایران

2 ـ  ـ اعتقاد و التزام به اعلامیه جهانی حقوق بشرو گنجانیده شدن مفاد اعلامیه و ملحقات آن در قانون اساسی کشور

3 ـ  اعتقاد به  اصول دموکراسی ( پارلمانتاریسم) و تکثر گرائی و تامین مشارکت مستقیم مردم در سرنوشت خود ، این بحث را به جلسه عمومی میبریم  فقط ضرابی و چاووشی و ویکتوریا موافق بودند بقیه  فروتن، بیژن کریمی ، رسول عباسی، مرادخوانی ، مرادی، آل رضا  مخالف بودند)

4 ـ اعتقاد به  جدائی کامل نهاد دولت  و حکومت از نهاد دین (سکولاریسم و عرفیت)

ـ اعتقاد به  تمامیت ارضی، یکپارچگی ملی ،استقلال سیاسی و حاکمیت ملی ایران

6ـ اعتقاد به  عدم تمرکز قدرت

 

 

 

تعریف مجمع پیوند

 

مجمع پیوند ارگانی است فراگروهی  و محل ملاقات و گفتگو بین تمام ایرانیانی که معتقد به اصول پایه ای بر شمرده در این طرح میباشند, از جمله نهاد های اجتماعی و سیاسی و شخصیتهای سیاسی است که میخواهند گام به گام با مشارکت همگانی به سمت تشکیل کنگره ملی گام بردارند . راهبردها ، برنامه ها، سیاستها ، ارگانها در پروسه مشارکت عمومی و از مسیر دیالوگ ملی تاسیس و برگزیده خواهد شد. در داخل این مجموعه احزاب و جریانات سیاسی و فکری هویت مستقل خود را نگه داشته ولی در جهت هدف مجمع که دستيابی به « کنگره ملی » است ، يکپارچه و همسو عمل می کنند و انسجام درونی مجمع پيوند و همسوئی و همراهی اعضا آن را محترم می شمارند .

مجمع پيوند بعنوان نهادی فراگروهی خود را موظف به هموار نمودن راه دستيابی به « کنگره ملی »  جهت سرعت بخشيدن به مبارزه آزاديخواهانه و دموکراسی طلبانه مردم ايران  میداند. . هدف از تشکيل این مجمع  ایجاد یک تشکل  حزبی ، سازمانی و ... نیست ، بلکه تنها برای خدمت به گروهها و احزاب موجود و در جهت دامن زدن به یک « ديالوگ ملی »  و ایجاد پیو ند بین نحله های سیاسی گوناگون در ظرف « کنگره ملی » ايجاد شده است .

 

 

پیش درآمد کنگره ملی و وظایف مجمع پیوند

برای رسیدن و تشکیل  کنگره ملی نیاز به فراهم آوردن یک سری از امکانات است که در ذیل, فهرست وار به آن اشاره می شود.

 

الف ـ  تشکیل کمیته گفتمان و دیالوگ ارتباط با  گروه های مختلف برای طرح گفتمان و دیالوگ متقابل ، تفاهم  برمبنی اصول پایه و ارائه راهکارهای مشترک

(15 May, 2006)

 

 

ب ـ تشکیل کمیته برنامه ریزی منتخب ازاعضای مجمع پیوند, حداکثر سه نفر از هر جریان و شخصیتهای منفرد سیاسی  جهت بررسی طرح های مقدماتی  برای برنامه ریزی  جهت تشکیل کنگره ملی مانند:

ـ اعلام موجودیت

ـ انتخاب  سخنگویان موقت جهت تماسهای مطبوعاتی و اعلام موجودیت

ـ تعیین استراتژی و تاکتیکها

ـ انتخاب یک میثاق مشترک آشتی ملی

ـ مخاطبین داخلی و خارجی ما

ـ تصمیم در مورد اقدامات مشترک ، سیاستهای عملیاتی

ـ ـ تصمیم در مورد ساختاربهینه تشکیلاتی و ستاد (های) مشترک در داخل و خارج

- تصمیم در مورد منابع تامین بودجه عملیاتی و سازمانی

ـ انتخاب  سخنگویان دائمی

(15 June, 2006)

 

 

پ ـ تشکیل کمیته تدارکات منتخب ازاعضای مجمع پیوند ، که این کمیته موظف به انجام وظایف زیر است.

(15 June, 2006)

 

انتخاب مکان کنگره با استفاده ازشور عمومی

2. تهیه و برنامه ریزی برای لوازم مورد نیاز هموطنان در داخل ایران (تهران و شهرستانها) برای شرکت در "کنگره ملی" از طریق کنفرانس ویدئویی و در خارج از ایران.

 

ت ـ  تشکیل کمیته مالی

 

 

کنگره ملی:

 

"کنگره ملی" نهاد ی است برای گفتگو، تبادل نظر مشترک و اتخاذ مواضع معین و انتخاب روشها و راهبردها ،ایجاد تفاهم بر مبنای اصول وتاکتیکهای مشخص سیاسی بین

ایرانیانی که معتقد به اصول پایه ای بر شمرده در این طرح میباشند

 

 

 

چهار شنبه ،12 آپریل 2006

 

با درود خدمت همرزمان عزیز در گروه دموکراسی‌demokrasi خواهانkhaahan،

 

بهbe دنبالdonbaale مسولیتی‌masooliati کهke گروهgorooh دموکراسی‌demokrasi خواهانkhaahan درdar روزrooze شنبهshanbeh 25 مارسmaars 2006 به کمیسیون be ماma محولmohaval کردهkardeh بودbood bood، درdar ضمیمه,zamimehtrh طرح پیشنهادی « مجمع پیوند برای تشکیل کنگره ملی دموکراسی خواهان ایران » راra تقدیمtaghdim می‌کنیمmikonim.

 

اینin طرح حاصل برbarرسی‌ressi وva تبادلtabaadol نظر کمیسیون be ماmanazar درdar رابطهraabete باba چندchand طرح مختلفmokhktaleftarhi بودbood کهke ازaz طرفtarafe ایرانیانiraaniaan وطنvatan پرست ازaz داخلdaakhel وva خارجkhaarej ازaz کشورkeshvar بهbe دستdaste ماma رسیدهrsidh بودbood.

 

اعضای این کمیسیون در مجموع، حدود 20 ساعت که در طول 4 جلسهٔ پلتاکی‌ (29 و 31 مارس و 3 و 11 آپریل) تشکیل شد, اکثر موارد طرح ضمیمه را به اتفاق تایید کردند.  در چند مورد که اختلاف نظراتی‌ وجود داشت، پیشنهاد های مختلف با رنگ قرمز نوشته شده که در جلسهٔ عمومی‌ گروه دموکراسی‌ خواهان بررسی‌ شود.

 

 

با احترام،

 

اعضای کمیسیون (به ترتیب حروف الفبا):

 

آزاد ،ویکتوریا

آل رضا ،تقی‌

تهرانی‌،

چاووشی‌ ،خسرو

ضرابی‌ ،کیومرث (نیمه وقت)

عباسی‌ ،رسول

فروتن ،ایمان

کریمی‌ ،بیژن

مرادی , احسان

 

 

http://www.nehzat.info

http://www.nejaat.info

 

 

http://www.nejaat.info/Archiv/Assas_Nameh_001.html

 

http://www.rasuol.com