|

المپيک سال 2020 در ايران !!؟
رسول عباسي
امروز المپيک نمادي از جهاني شدن و فرهنگ جهاني بودن هست . المپيک در سالهاي گذشته علاوه بر اينکه پيام آور صلح و دوستي بوده نمايي از توسعه و پيشرفت را نيز بهمراه داشته است . المپيک با آنکه در بازيهاي خود تبليغات و آگهي تبليغي نپذيرفته است ولي بازيهاي المپيک بازاري چند ميليارد دلاري در سطح جهان براي رسانه هاي تبليغي فراهم مي آورد !!؟ و کشور برگزار کننده بازيهاي صلح و دوستي المپيک چند ميليارد دلاري را براي برگزاري بهتر اين بازيها هزينه مي کند و بيش از مبلغ هزينه را توريستها در ايام برگزاري بازيها به آن کشور باز مي گردانند و علاوه بر آن کشور برگزار کننده المپيک بزرگترين فرصت را براي نمايش هر آنچه خود دارد براي عرضه به دنيا فراهم مي يابد . در ماهيت بازيها المپيک فلسفه اي نهفته است که مفهوم آن کشاندن خوي ستيزه جويانه انسانها به رقابت در ميدان بازيهاست که با دوستي برگزار شده و با صلح پايان مي يابد و امروز ميدان رقابت براي نشان دادن قدرت بين ملتها قابل مقايسه با رقابت در ميدانهاي جنگ و خونريزي نيست !!؟ شايد مفاهيم ذکر شده انگاره اي ساده بينانه بوده است و امروز اين رقابتها بمراتب داراي مفاهيمي پيچيده و مرکب است !!؟ چرا که امروز گذشته از ماهيت اين بازيها بحث قابليت و توانايي اجرا نيز مطرح است بويژه در قرن بيست و يکم اين مسئله بعد ديگري بخود گرفته است ديگر انتخاب و اختيار محل برگزاري بازيها چندان با معيارهاي قرن بيستم هماهنگي نمي کند و مشکلات به نحوه مطلوبي کاهش پيدا کرده است و ملتها به مثل گذشته شاهد تحريم بازيها از سوي کشوري و يا مجموعه کشورها نيستند . الي اينکه مشکل کوچکي مانده و آن هم مواجه رقبا در اين بازيها مي باشد که منحصر هست به ورزشکاران اسراييل با ورزشکاران برخي از کشورهاي عربي که مسلما اين معضل نيز بزودي مرتفع خواهد شد و مشکل مواجه ورزشکاران کشور ما ايران نيز با ورزشکاران اسراييل موجود هست با اينکه ايران و اسراييل هيچگاه با هم جنگي نداشته اند و دو ملت هميشه نسبت به هم مهربان و پشتيبان هم بوده اند متاسفانه اين معضل از سوي رژيم نامشروع آخوندي متوجه کشور ما شده است که همين مناسبت بهانه اي براي نگارش اين سطور را فراهم مي سازد و بر ماست که اين معضل را بزودي زود حل کنيم و صميمانه به جمع خانواده جهاني بپيونديم .
هموطنان عزيز : ايرانيان شريف آگاه : امروز هيچ جوان و نوجوان ايراني سراغ نداريد که هوس و آرزوي برگزاري المپيک در ايران را به دل نداشته باشد و پرسش اينجاست ؛ آيا ايران ما مي تواند چنين افتخاري را به خود ببيند ؟ آيا اين آرزوي نسل نوجوان و جوان ما محقق خواهد شد ؟
براي برگزاري المپيک ابتدا بايد ديد چه زمينه هايي لازم و ضروري است . براي پاسخ مواردي چند مي توان برشمرد که از آن جمله توان اقتصادي ؛ موقعيت سياسي مطلوب در جهان امروز ؛ امکانات ورزشي ؛ تامين امنيت و رفاه براي ورزشکاران ؛ توان پذيرايي از ميهمانان بويژه از توريستها که طبعا اين مورد آخري خود مستلزم فراهم بودن بسيار وسيع امکانات است و ريزه کاريهاي بسياري که براي تدارک اين بازيها الزامي مي باشد و آن گونه که در بالا اشاره شد موقعيت مناسب سياسي در کنار توان اقتصادي از موارد بسيار مهم براي اجرايي بون اين بازيها در يک کشور به حساب مي آيد که بحث صلح و رعايت حقوق بشر و همسويي با موازين بين المللي نيز از جمله مسايلي است که آنها را بايد در پارانتز سياست جمع بست . پس با اين حداقلها که بر شمرديم هيچگاه با وجود رژيم جمهوري اسلامي امکان برگزاري بازيهاي صلح و دوستي جهاني تحت نام المپيک در ايران ما ممکن نخواهد شد .
رژيم اسلامي و آخوندي يک رژيم زن ستيز و تبعيض گراست در حالي که زنان در تمامي رشته هاي ورزشي المپيک هم پاي مردان به رقابت مي پردازند و اين در شرايطي هست که رژيم آخوندي هنوز حتي تاب و تحمل نمايش رقابتهاي ورزشي زنان در پستوي خانه ها را ندارد و با ممنوعيت آنتنهاي ماهواره و مصادره اين دستگاهها مانع از تماشاي مسابقات از سوي مردم ايران مي شود تا چه برسد که باني برگزاري چنين بازيهايي گردد که از محالات بديهي است !! گذشته از اين مورد رژيم آخوندي يک رژيم خشونت گرا و تروريست پرور است و بدتر از همه اينکه يک رژيم ستيزه جو نيز مي باشد و عموما در پي شرارت در جهان بوده و اهداف صلح ستيزي را دنبال مي کند و دايم براي ملت ايران دشمن تراشي مي نمايد با چنين رژيمي هيچگاه جوانان و نوجوانان ميهن ما به آرزوهايشان نمي رسند و بي علت نيست که موج گريز و مهاجرت جوانان ايران به خارج از کشور طي سالهاي گذشته ابعاد وسيعي بخود گرفته است . ولي هجرت در برابر ياس از آينده و بي اميدي نسبت به فردا انتخاب درستي نيست و اي کاش حداقل هجرتها براي اميد آفريني فردا بود و جوانان براي ساخت دوباره ميهن و به اميد بازگشت به خويشتن کوچ مي کردند و هجرتشان عزمي دوباره براي مبارزه در راه رسيدن به آمالشان بود . اما بحث اينجاست که مي توان اميدها را روشن نگاه داشت و بايد براي رسيدن به آرزوها کوشيد . در جايي گفته بودم بايد انديشه يمان را دنيايي کنيم تا که دنيايمان را بسازيم و اين مسلم است تا وقتي که به دنيا و زندگي در کره خاکي نينديشيم هرگز قادر به سازندگي نخواهيم بود . المپيک نمادي از سازندگي و زندگي در دنياي امروز است و ما ايرانيان نيز حق زندگي داريم . المپيک پيام روشني از آباداني دارد و اگر ما در نهضت نجات ملي ايران پيامهايمان را با شعار پاينده باد ايراني آزاد و آباد به پايان مي بريم دليل آشکاري بر اين مفهوم دارد که خواهان ايراني هستيم هم پاي با دنياي مدرن و مرفه امروز نه دنياي خرافه و خرابه و تحجر زده ؛ به اين منظور راهي جز مبارزه با حاکميت استبدادي و مطلقه آخوندي نيست .
اگر ما ايرانيان بتوانيم رژيم آخوندي را به اين زوديها براندازي کنيم و متعاقب آن با آگاهي و هوشياري انتخابي درست در پيش بگيريم تا مصون از انحرافهايي باشيم که مي تواند بازدارنده در مسير رشد ترقي کشور باشد که نبايد تجربه ديگر کشورها و گذشته خودمان را به بوته فراموشي بسپاريم که اصل فقط براندازي رژيم نيست بلکه ساخت نظام آينده نيز بايد جزو اهداف ما باشد و از هم اينک در تدارک آن باشيم و ما فصل روشني را براي آن در نظر گرفته ايم که در محور حاکميت ملي و مردمي خلاصه مي گردد نظامي مردمسالار و دمکراتيک و سکولار که در غير اين صورت دوباره رسيدن به آرزوي جوانان براي بر پايي المپيک عبث خواهد بود ؛ مطمئنا مي توانيم طي سالهاي آينده با برنامه ريزي درست و اصولي زمينه برگزاري المپيک را در ايران عزيز خودمان فراهم آوريم و من پيشنهاد برگزاري المپيک سال دوهزار و بيست در ايران را ارايه مي دهم . بايد از ذهن دور نسازيم که هر چقدر در براندازي رژيم آخوندي تاخير داشته باشيم به همان نسبت در رسيدن به آرزوي المپيک براي نوجوانان و جوانان ميهنمان به عمق قرن بيست و يکم دور خواهيم شد يعني مجبوريم بسوي آرزوهايي چون 2024 ؛ 2028 ؛ 2032؛ 2036 و حتي 2040 عقب نشينيم . چرا که کشور ما حداقل ده سال زمان براي بازسازي زير ساختهاي اقتصادي و سياسي خود در جهت آمادگي براي برپايي چنين بازيهايي دارد و از همه مهمتر اصلاح نگاه فرهنگي به دنياي اطراف و نحوي زيست در دنياي معاصر است که متاسفانه با حاکميت انديشه آخوندي و تحجر ديني فرهنگ ملي ايرانيان بسيار آسيب ديده و نگرش اغلب مردم به دنيا از خوي انساني خارج و بعضا در سير قهقرايي نزول کرده است . جامعه ايران آسيبهاي فرهنگي بسياري ديده و در کمال تاسف اخلاق به تمام معنا دچار انحطاط و سقوط شده است براي بازسازي چنين آسيبهايي يک پروسه نسبتا دراز مدت لازم است و از سوي ديگر بايد با نگاهي نو آسيبهاي سياسي را ترميم کرد و نگاه دنياي خارج را نسبت به کشورمان مثبت ساخت . در اينصورت مي توان با زير بناي اقتصادي قدرتمند که بر پايه نفت بنا نشده بلکه مبنا اقتصاد بازار آزاد و نظامي صنعتي و گردش تجاري داخلي و خارجي است که با محوريت آزادي و آبادي به پيش مي تازد تا با برگزاري المپيک تظاهر به تجلي و بازيافت عظمت گذشته خويش نمايد .
اينک شانزده سال تا سال دوهزار بيست فرصت داريم و اگر تا يک سال آينده ملت ما بتواند بصورت آگاهانه رژيم آخوندي را براندازي نمايد ؛ پانزده سال زمان مناسبي است که ايران را نامزد برگزاري المپيک سال دوهزار و بيست کنيم و با توجه به امکانات ورزشي که در تهران موجود است مي توان کميته المپيک را براي بازسازي بهتر تاسيسات ورزشي مان توجيه کرد و از سوي ديگر زمان پانزده سال به کشورمان امکان تربيت شير زنان ميهنمان را براي حضور برابر در ميدان رقابتها فراهم مي آورد . اما آنچه امروز ضروري است اينکه ايرانيان آزاديخواه بايد تبليغات وسيع خود را براي نامزدي بازيهاي دوهزار و بيست المپيک بصورت مردمي در سطح جهان مطرح سازند و از مردم جهان براي فراهم سازي شرايط برگزاري اين بازيها در ايران ياري بطلبند . بايد براي تحقق آرزوي جوانانمان گام عملي را برداريم بايد براي تحقق خواست فرزندانمان بپا خيزيم . بايد به دنيا بگوييم که فرزندان ايران خواهان ايفاي نقش خود در عرصه جهاني براي ابراز پيام صلح و دوستي هستند . بايد فرياد بر آريم که ما ايرانيان پيام آوران خير و نيکي هستيم و به شرارتگران نه مي گوييم پس ما را در رسيدن به سفيدي و جدايي از سياهي و پليدي ياري رسانيد . بايد با عزم ملي و بصورت همگاني فرياد نوجوانان و جوانان ميهنمان را به گوش جهانيان برسانيم که ايران خواهان برپايي المپيک در تهران هست و اين مهم با وجود رژيم پليد آخوندي ممکن نخواهد شد ؛ پس ما را در رسيدن به آرزوي نيکمان ياري رسانيد تا با براندازي رژيم ضد بشري آخوندي سايه شوم ارعاب و تهديد از سر کشور ما و دنيا پاک شود .
چند روز پيش طي بحثي به دوستان توصيه داشتم که تا مي توانيم دامنه خير انديشه را توسعه دهيم تا شر رژيم آخوندي را غرق ساخته و محو کنيم و ما بايد بدانيم که در آميختگي سياهي با سفيدي هر آنچه قدر که حجم سفيدي افزون شود سياهي کمرنگ گشته و نهايت اينکه رنگ خاکستري به سفيدي مي گرايد و با افزودن سفيدي بيشتر بي دريغ سياهي محو خواهد شد هر چند ذرات عنصر آن باقي باشد و البته اين مسئله بستگي به قابليت آميختگي جنس سياه دارد و در صورت عدم آميختگي چاره جز بر خورد از نوع ديگر نيست و بايد با روشي ديگر آن سياهي را محو ساخت و اين جبر علمي است و از آن گريزي نيست .
ما بايد پرچم سفيد المپيک را به نشاني خيرخواهي و صلح جويي ملت ايران بر فراز تهران به اهتزاز در آوريم تا حلقه هاي رنگي منقوش بر آن پرچم سفيد نشاني از همبستگي ملي ما ايرانيان باشد تا نشاني از جامعه رنگي ايران باشد و خط بطلاني بر جامعه سياه و سفيد و خاکستري بکشيم و به دنيا نشان دهيم که ايران مي تواند کشوري پيشرفته باشد و جايگاه تاريخي خود را بار ديگر باز يابد و مي تواند پذيراي ميليونها توريست از تمام نقاط جهان باشد و ميهمان پذيري و فرهنگ تمدني خود را به نمايش بگذارد .
ما براي عملي شدن آرزوهايمان چاره اي جز تلاش و مبارزه و مقاومت نداريم و در اين راه همه بايد وارد ميدان نبرد گردند و هر کسي آنچه در توان دارد در طبق اخلاص نهد و مقصد را آينده اي روشن و بهتر براي ايران در پيش روي خود قرار دهد تا همه با هم بسوي ايراني آزاد و آباد در آينده اي نزديک پيش بتازيم .
ايرانيان مي توانند در هر نقطه از جهان که قرار دارند در ايام برگزاري بازيهاي المپيک آتن با مراجعه به کميته هاي المپيک کشورهاي محل اقامتشان با طرح موضوع نامزدي ملي براي برگزاري المپيک دوهزار و بيست در ايران و با درخواست حمايت از اين نامزدي مردمي به طرح ستمهايي بپردازند که از سوي رژيم ديني حاکم بر کشورمان به بهانه دين و مذهب بر سر ملت ايران مي رود و حقوق ابتدايي و ذاتي انسانها در کشورمان نقض مي شود و ما بايد از فرصت برگزاري المپيک آتن در بهار سال 1383 بهترين بهربرداري را براي تاثير گذاري بر افکار عمومي جهان نسبت به اعمال و رفتارهاي جنايت آلود رژيم آخوندي بعمل آوريم و به دنيا چهره حقيقي رژيم صنفي و آپارتايد آخوندي را بيش از پيش آشکار سازيم . دانشگاهيان ايراني برون مرز مي توانند در ارتباط با شهروندان و دانشگاهيان خارجي نقش بسزايي در شکل گيري افکار عمومي جهاني ايفا نمايند و رسانه هاي ارتباطي ايراني بشکل نوشتاري و صوتي و تصويري نيز مي توانند سهم بسزايي در هر چه گسترده تر کردن انديشه برگزاري المپيک تهران داشته باشند و مردم را براي آينده اکتيو و فعال کرده و در برابر نوجوانان و جوانان ميهنمان به مسووليت خود عمل کنند .
طبعا در اين خصوص دوستان معاونت اجتماعي نهضت نجات ملي ايران برنامه هاي ويژه خود را در داخل کشور خواهند داشتند و ديگر اعضاي نهضت در برون مرز نيز در اين راستا فعال خواهند بود و بويژه انتظار از اعضاي نهضت در کانون يونان و آتن در زمان برگزاري بازيهاي المپيک مضاعف است و اميد اينکه بتوانند با امکانات محدود خود گامهاي آغازين را براي اين عزم بزرگ ملي بردارند .
مردادماه سال 1383
قبل از برپایی المپیک یونان
ای کاش بتوان ایران را نامزد المپیک 2040 کرد !؟
رسول
مردادماه سال 1387 قبل از برپایی المپیک چین