آگاهى بخشيدن و شفافيت باور ماست
www.Nejaat.info                                                    www.Rasuol.com                            www.Nehzat.info                 

 

چرا راهپیمایی سکوت !؟ چرا ونک!؟ این انحراف از کجاست!؟

 

 

http://www.nejaat.info/

بیست دوم خرداد گذشت سالگرد انتخاباتی که بیش از پیش سند رسوایی رژیم بود و حقانیت مواضع ما که این رژیم تن به مطالبات حقه مردم نمی دهد و بازی انتخابات در این رژیم نمایشی بیش نیست و اساسا رژیمهای استبدادی از آنچه هراس و وحشت دارند خواست مردم و انتخابات آزاد است

امروز در شرایطی دو سال از آن انتخابات نمایشی و کودتا گون سپری می شود که مردم شاهد جنگ و دعوای مستبد دوران هستند با کسی که به هر روی مشروعیت جمهور را یدک می کشد بگذریم که چقدر این نمایندگی جمهور و مردم راستین است ولی به هر روی می بایست جایگاه این جمهور را نمایندگی می کرد و می باید نمایندگی کند. این در حالی است که خدایگان استبداد در برابر مردم صف دارند و حقی و رایی برای مردم متصور نیستند. مهدوی کنی می گوید خمینی به او گفته بوده که بنی صدر را با اشاره یک انگشت کنار می زند یعنی رییس جمهور را ، یعنی مردم را تو دهنی می زند!؟ خود بنی صدر می گوید خمینی گفته بوده که اگر سی و پنج میلیون مردم بگویند آری او می گوید نه!؟ امروز هم خامنه ای چنین است و در درگیری اخیر احمدی نژاد هم نوچه های او به صف شدند تا مرز طلاق همسر رییس جمهور هم پیش رفتند و مصباح صریح گفت اگر همه مردم بگویند فلانی رییس جمهور است تا ولی فقیه مستبد تایید نکند آن رییس جمهور طاغوت است و نامشروع!!؟

خب این وضعیت به گونه ای دیگر در دوران استبداد سلطنتی هم مشهود بود و برخورد با دولت ملی مصدق سند بارز این ادعا است و البته این جانب توفیق این داشته ام که با تحمل درد و رنج تجربه عراق گواه بر استبداد و شیوه عمل دیکتاتوری صدام نیز باشم که در ماهیت همه استبداد ورزان و استبداد اندیشان همگونند با ظواهری متفاوت ، یکی دینی می شود و فقیه مثل خامنه ای و یکی بنیاد گرا مثل طالبان و سلفیان وهابی و یکی ملی گرای عربی و سوسیالیست همچون صدام و دیگر مطلق اندیشان منطقه و یا ایدئولژیک مداری چون استالین و یا سنتگرای ملی مثل شاه فقید به هر روی همه این مستبدان که بر نحله استبداد اندیشی سوار شدند علیه مردم بودند و مردمسالاری و وحشت از آرای مردم داشته اند. امروز ما در آستانه قرن بیست و یکم قرار داریم و دنیا گواه بر تحولاتی است که تغییر به سوی آینده در میهن ما نیز لاجرم است و بی برو برگردد کشور ما در مسیر تغییر قرار دارد. تغییری که بسوی مردمسالاری خواهد بود و پیرو آن گواه بر رشد و پیشرفت و سازندگی، و بواقع این شعار ما در نهضت نجات ملی ایران عینیت خواهد یافت ایرانی آزاد و آباد... چرا که آبادی میهن ما متعاقب آزادی میهن ما ممکن خواهد شد

از این مقدمه بگذریم و سخن کوتاه کنم . پرسش این است که در حالی نسیم تحولات از میهن ما شروع به وزیدن گرفت چرا در برخی از کشورهای عربی این نسیم بهاری شد ولی در میهن ما هنوز ثمر نداده است؟

به باورم مسیر حرکت دچار انحراف است و جنبشی که مدعی سبز بودنش داشتند و هر کسی از راه رسید خواست موج سواری پیشه کند از مسیر مردمسالاری دور شده و به همین خاطر هم ابتر است و نتیجه نگرفت و تازه اگر مرده تصورش نکنیم با این روند نتیجه ای نخواهد گرفت مگر اینکه  برای ایفا نقش مدعیان این جنبش از مسیر انحراف بازگردند چرا که چاره پیروزی همراه شدن با مردم است نه تافته جدا بافته بودن از مردم

به باورم این دوستان مدعی هنوز درک درستی از مردم و مردمسالاری ندارند و شاید هم باوری به مردم ندارند

مردم در نگاه من همه ایرانیان را شامل است حتا پاسداران و بسیجیان و آخوندها!؟ مردم یعنی همه آذریها و لرها و کردها و بلوچها و خوزیها و همه تاتها و فارسها از تهران گرفته تا مشهد و اصفهان تا تبریز و اهواز و شیراز و کرمانشاه و یزد و سمنان و تمام اقصا نقاط ایران

اگر امروز گواه حضور گسترده مردم در خیابانهای شمال تهران نبودیم با توجه به فراخوان مدعیان جنبش به اصطلاح سبز و سنگ تمامی که رسانه های غربی به فراخوان این دوستان گذاشتند از بی بی سی گرفته تا صدای آمریکا و رادیو فردا و رسانه های دیگر که همه به تریبون انحصاری این مدعیان تبدیل شده اند! پرسش این است که خب علت عدم استقبال مردم از این فراخوان چی بود؟

این در حالی است که آستانه تحمل مردم پایین آمده است و مشکلات بیشتر شده است و تنش در درون رژیم افزون گشته و امید مردم به تغییر با توجه به حوادث منطقه بالا رفته است ولی علت عدم استقبال از این فراخوان و عدم حضور در خیابانها چی بود؟

آیا مشکل عدم حضور رهبری و نقش رهبر در راهبری بوده است و یا علل دیگری است

به باور من گذشته از مسئله رهبری در عرصه اعتراضهای مردمی علل دیگر نیز هست که باید به آنها پرداخت که از عوامل اصلی عدم استقبال می توان به عدم اعتماد مردم به مدعیان جنبش یاد کرد و اینکه این مدعیان از جنس عامه مردم نیستند!؟ برخورد دوستان مدعی با مردم صادقانه نیست و مهمتر اینکه در کارنامه این دوستان مردم برگ افتخاری نمی بینند که فدایی حقوق این مردم بوده باشند و به گونه ای قارچی طی دو سال گذشته سبز شده و مدعی شده اند بی آنکه بهایی تا به حال برای مبارزه مردم پرداخته باشند و اصلا و اساسا چه سابقه ای در مبارزه با اختناق و استبداد دارند و بدتر اینکه دنیای سرمایه داری حامی این مدعیان است کشورها و حکومتهایی که مردم ایران بسیار آگاهانه به رفتار این حکومتها و کشورها مشکوک هستند و آنها را چه در خصوص شعارهای حقوق بشری صادق نمی بینند و چه مداخله آنها را در امور کشورمان از سر دلسوزی به حال و روز ما نمی یابند بلکه بصورت تحسین آمیزی رفتار این کشورها و حکومتهای غربی را فرصت طلبانه و سود جویانه ارزیابی می کنند و البته این منافاتی با همسویی منافع اگر در راستای مصالح و میهنی ما باشد و دنیا با این مسئله مشکل ندارند ولی برای این درک باید نمایندگان واقعی این مردم میدان دار عرصه باشند . سوال این است آیا این دوستانی که بسیاری حتی برای نخبگان میهن شناخته شده نیستند و حتا فعالان سیاسی شناختی از اینها ندارند براستی چگونه می توانند مردمی به اینها اعتماد کرده و دعوتشان را لبیک گویند.

پرسش اساسی از این دوستان این است که پایگاه مردمی شما کجاست؟ سرمایه گذاری شما روی چه طبقه اجتماعی است؟ چرا فراخوانهای شما برای شمال تهران است!؟ اصلا مردم را دعوت می کنید بروند ونک برا چی؟

جایگاه جنوب شهر و در تهران جنوب تهران نزد شما دوستان کجاست؟ ( چندی قبل سردار قاسمی طی نشستی به بسیجیان گفته بود "از روزی بترسید که مردم در شوش و میدون خراسان بریزند خیابون اون روز فرار کن" این در حالی که در اعتراضهای 88 همه تلاش بچه های نهضت کشاندن اعتراضها به مرکز تهران همراه با حاشیه های شهری بود که در بسیاری موارد هم موفق بود که متاسفانه گسست نیروها و عدم سازماندهی تشکیلاتی وسیع مانع از ظهور پیروز نهضت در اعتراضهای خیابانی بود در سال 79 و در مقابله با حکم حکومتی خامنه ای علیه طرح قانون مطبوعات هم نهضت فراخوان موفق میدان بهارستان علیه خامنه ای را داشت )..ب

چرا فراخوانهای اعتراضی شما در جنوب شهر نیست!؟ چرا دعوت به تجمع در میدان خراسان و میدان شوش نمی دهید و یا حداقل میدان انقلاب!؟ ما که فراخون به تجمع در میدان انقلاب می دهیم با این باور که میدان آزادی ایران شود!!؟

ولی خب صدای ما به بلندای صدای شما دوستان نیست که نه بی بی سی و صدای آمریکا و عوامل انصار آنها را داریم و نه سرویسهای غربی که تامین مان کنند که البته این را ننگ و عار نیز می دانیم در حالی که ما مردم را داریم همان کوخ نشینانی که هزینه مبارزه را با جان خود می دهند مردمی که شرف دارند و بزرگترین سرمایه ما برای مبارزه هستند و همه تلاش ما هم برای رهایی آن مردم است و سعادت و خوشبختی و زیست شرافتمندانه آنها

 از آنجایی که عده ای فرصت طلب بی هیچ سابقه مبارزاتی درصدد هستند مسیر مبارز مردم زجر کشیده میهنمان را با عناوینی پوشالی مصادره به مطلوب کرد ه و به انحراف برند و خیزش آزادیخواهانه مردم میهنمان را با طرحهای وهمی عقیم نمایند که چه بسا این حرکات بعضا مشکوک می نماید چرا که نه تنها تا به حال در صفوف مردم و مبارزه نبوده اند بل تا دیروز دست در دست حاکمان مستبد و رژیم ضد بشری جزو اختناق آفرینان بوده و نقش مستقیمی در ستم به مردم و میهنمان داشته اند و دستانشان یا آلوده به خون جوانان میهن ماست و یا آلوده به دست اندازی به ثروت ملی و غارت ایران

از این روی با سابقه نزدیک به سی سال فعالیت سیاسی و بیش از بیست و شش سال مبارزه مستقیم و پر هزینه با رژیم ضد انسانی آخوندی از همه دوستانی که در فکر رهایی میهنمان ایران هستند و به فکر چاره می باشند دعوت می نمایم تا با همراهی هم در کنار مردم با جلب اعتماد ملی بسوی ایران فردا بشتابیم ایرانی آزاد و مردمسالار

به این منظور این جانب از راهکارهای مبارزاتی دوستان استقبال می کنم و منتظر تماس هموطنانم هستم و بواسطه این نوشته فرصت را مغتنم شمرده و به همه هموطنانم این وعده را می دهم که نهضت نجات ملی ایران برای فاز جدید مبارزات مسالمت آمیز خود که البته توام با سکوت نخواهد بود بزودی برنامه های خود را جهت اجرایی شدن به آگاهی ملت شریف و عزیزمان می رساند و من مطمئنم که همراهی مردم را در اجرایی شدن برنامه ها خواهیم داشت

مسیر مبارزه سخت و ناهموار است ولی با اراده جمعی و حمایت همه مردم و همراهی همه اقشار ما پیروز خواهیم شد مهم این است که ما از جنس خود مردم هستیم و مبارزه ما "خدمت برای خدا به مردم و میهن" است و بس   

 

پاینده و جاوید ایرانی آزاد و باد

رسول عباسی زنجانی

اتاوا، کانادا

بیست و دوم خرداد سال 1390

http://www.nejaat.info/Archiv/Assas_Nameh_001.html